یاهو
اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم
لینک دوستان
خرید ساعت led">انجمن وبلاگ نویسان

 

سلام خوش آمدید

[ پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:28 ] [ یوسف ]

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

يكى از شاگردان مرحوم شيخ رجبعلى خياط مى گفت بعد از فوت مرحوم شيخ ايشان را در خواب ديدم از او سوال كردم ، در چه حالى ؟ گفت : فلانى ، من ضرر كردم ! با تعجب گفتم : تو ضرر كردى ، چرا؟ فرمود: زيرا خيلى از بلاها كه بر من نازل مى شد با توسل آنها را دفع مى كردم اى كاش حرفى نمى زدم چون الان مى بينم براى آنهايى كه در دنيا بلاها را تحمل مى كنند در اينجا چه پاداشى مى دهند.داستانهاى عارفانه نويسنده : شهروز شهرويى

                   به نزد عارفان هر بد بلا نيست                       تميز خوب و بد كار ما نيست

[ جمعه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 17:13 ] [ یوسف ]

شخصی به یکی از خلفا مراجعه و درخواست کرد تا در بارگاه او به کاری گمارده شود.

خلیفه از او پرسید: قرآن می دانی؟

او گفت: نمی دانم و نیاموخته ام.

خلیفه گفت: از به کار گماردن کسی که قرآن خواندن نیاموخته، معذوریم.

مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقه خود، به آموختن قرآن پرداخت. مدتی گذشت تا این که از برکت خواندن و فهم قرآن به مقامی رسید که دیگر نه در دل آرزوی مقام و منصب داشت و نه تقاضای ملاقات و دیدار با خلیفه.

پس از چندی، خلیفه او را دید و پرسید: چه شده که دیگر سراغی از ما نمی گیری؟ آن آزاد مرد پاسخ داد: چون قرآن یاد گرفتم، چنان توانگر شدم که از خلق و از عمل بی نیاز گشتم. خلیفه پرسید: کدام آیه تو را این گونه بی نیاز کرد؟ مرد پاسخ داد: (من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب)

هر كس تقوای الهی را پیشه كند، خدا راه بیرون رفتن از سختی ها را برای او می گشاید

به نقل از: مجله موعود جوان، سال چهارم، شماره 26

[ چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:15 ] [ یوسف ]

ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 حضرت (سلمان ) مدتي در يكي از شهرهاي شام امير (فرماندار) بود . سيره او در ايام فرمانداري با قبل از آن هيچ تفاوت نكرده بود ، بلكه هميشه گليم مي پوشيد و پياده راه مي رفت و اسباب خانه خود را تكفل مي كرد .

يك روز در ميان بازار مي رفت ، مردي را ديد كه يونجه خريده بود و منتظر كسي بود كه آن را به خانه اش ببرد . سلمان رسيد و آن مرد او را نشناخت و بي مزد قبول كرد بارش را به خانه اش برساند .

مرد يونجه را بر پشت سلمان نهاد ، و سلمان آن را مي برد . در راه مردي آمد و گفت : اي امير اين را به كجا مي بري ؟ آن مرد فهميد كه او سلمان است در پاي او افتاد و دست او را بوسه مي داد و مي گفت : مرا ببخش كه شما را نشناختم .

سلمان فرمود : اين بار را به خانه ات بايد برسانم و رسانيد ، بعد فرمود : اكنون من به عهد خود وفا كردم ، تو هم عهد كن تا هيچكس را به بيگاري (عمل بدون مزد) نگيري و چيزي را كه خودت مي تواني ببري به مردانگي تو آسيبي نمي رساند.     جوامع الحكايات ص 178

[ چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:11 ] [ یوسف ]

شفاى ابو راجع حمامى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 يكى از داستانهايى كه علماء و افراد مورد اطمينان نقل كرده اند و به عنوان يك حادثه قطعى ، در عصر خود شهرت يافت ، داستان ((ابوراجح ))است .

ابو راجح از شيعيان مخلص شهر حله (يكى از شهرهاى عراق كه در نزديك نجف اشرف واقع شده ) و سرپرست يكى از حمامهاى عمومى حله بود، از اين رو بسيارى از مردم او را مى شناختند.

در آن عصر، فرماندار حله شخصى به نام ((مرجان صغير))بود، به او اطلاع دادند كه ابو راجح حمامى از بعضى از اصحاب منافق رسول خدا (ص ) بدگوئى مى كند، فرماندار دستور داد او را آوردند، آنقدر او را زدند كه در بستر مرگ افتاد، حتى آنقدر به صورتش مشت و لگد زدند كه دندانهايش ‍ كنده شد، و زبانش را بيرون آوردند و با جوالدوزى سوراخ كردند، و بينى اش را بريدند و با وضع بسيار دلخراشى ، او را به عده اى از اوباش ‍ سپردند، آنها ريسمان برگردان او كرده و در كوچه ها و خيابانهاى شهر حله مى گرداندند، بقدرى خون از بدن او بيرون آمد، و به او صدمه وارد شد كه ديگر نمى توانست حركت كند، و كسى شك نداشت كه او مى ميرد، و بعد فرماندار تصميم گرفت او را بكشد، ولى جمعى از حاضران گفتند: او پيرمرد فرتوت است ، و به اندازه كافى مجازات شده و خواه و ناخواه بزودى مى ميرد، بنابراين از كشتن او صرف نظر كنيد، بسيار از فرماندار خواهش ‍ كردند، تا اينكه فرماندار او را آزاد كرد.

فرداى همان روز، ناگاه مردم ديدند او از هر جهت سالم است و دندانهايش ‍ در جاى خود قرار گرفته است ، و زخمهاى بدنش خوب شده است ، و هيچگونه اثرى از آنهمه زخمها نيست ، و برخاسته و مشغول خواندن نماز است ، حيران شدند و با تعجب از او پرسيدند:

چطور شد كه اينگونه نجات يافتى و گوئى اصلا تو را كتك نزدند و آثار پيرى از تو رفته و جوان شده اى ؟

ابو راجح گفت : من وقتى كه در بستر مرگ افتادم ، حتى با زبان نتوانستم دعا بكنم

و تقاضاى كمك از مولايم حضرت ولى عصر (عج ) نمايم ، در قلبم متوسل به آن حضرت شدم ، و از آن حضرت درخواست عنايت كردم ، و به آن بزرگوار پناهنده شدم ، وقتى كه شب كاملا تاريك شد، ناگاه ديدم خانه ام پر از نور شد، در هماندم چشمم به مولايم امام زمان (عج ) افتاد، او جلو آمد و دست شريفش را بر صورتم كشيد و فرمود: ((برخيز و براى تاءمين معاش ‍ خانواده ات بيرون برو خدا تو را شفا داد))

اكنون مى بينيد كه سلامتى كامل خود را باز يافته ام .

يكى از وارستگان آن حضرت ، بنام شمس الدين محمد قارون ، پس از نقل ماجراى فوق مى گويد: ((سوگند به خدا، من ابو راجح را مكرر در حمام حله ديده بودم ، پيرمرد فرتوت ، زرد چهره و كم ريش و بد قيافه بود و هميشه او را اينگونه مى ديدم ، ولى پس از اين ماجرا او را تا آخر عمرش ، جوانى تنومند و پر قدرت ، و سرخ چهره و با محاسن بلند و پر ديدم ، كه گوئى بيست سال بيشتر عمر نكرده است ، آرى او به بركت لطف امام زمان (عج ) اينگونه شاداب و زيبا و نيرومند گرديد.

خبر سلامتى و دگرگونى عجيب او از پيرى ضعيف به جوانى تنومند و قوى شايع شد، همگان فهميدند فرماندار حله به ماءمورينش دستور داد او را نزد او حاضر كنند، آنها ابو راجح را نزد فرماندار آوردند، ناگاه فرماندار ديد قيافه ابو راجح عوض شده ، و كوچكترين اثر آن زخمها در بدن و صورتش نيست ، ابوراجح ديروز با ابوراجح امروز، از زمين تا آسمان فرق دارد، رعب و وحشتى تكان دهنده بر قلب فرماندار افتاد، او آنچنان تحت تاءثير قرار گرفت ، كه از آن پس با مردم حله (كه اكثر شيعه بودند) عوض شد.

او قبل از آن جريان وقتى كه در حله به جايگاه معروف به مقام ((مقام امام - عليه السلام -))مى آمد، به طور مسخره آميزى پشت به قبله مى نشست ، تا به آن مكان شريف توهين كند، ولى بعد از آن جريان به آن مكان مقدس مى آمد و و با دو زانوى ادب در آنجا رو به قبله مى نشست ، و به مردم حله احترام مى نمود و لغزشهاى آنها را ناديده مى گرفت ، و به نيكوكاران آنها نيكى مى كرد، در عين حال عمرش كوتاه شد و بعد از اين جريان چندان عمر نكرد و مرد. (1)

خدايا تو را به وجود مبارك چهارده معصوم - عليه السلام - كه در اين كتاب قطراتى از اقيانوس فضائل آنها آمده ، و تو را به وجود مبارك حضرت ولى عصر عج ) سوگند مى دهم ، نام ما را در طومار شيعيان مخلص آن ثبت كن ، و شفاعت آنها را در دنيا و آخرت ، نصيب ما گردان .1-بحار الانوار، ج 52 ص 70 و

[ چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:9 ] [ یوسف ]

خواننده‌ی محترم لطفا

در باغ وحش خود را محکم ببنید! چون...«اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَ.»

زبان، حیوان درنده ایست که اگر رها شود می گزد.

نهج البلاغه، حکمت۶۰

[ پنجشنبه سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 16:58 ] [ یوسف ]

سوراخهای امنیتی نماز !

 عَن الباقِرِ: لا تَقُم الى الصَلوةِ مُتَکاسِلاً وَ لا مُتَناعِساً وَ لا مُتَثاقِلاً، فَاِنَّها مِن خِلَلِ النِفاق.

 امام باقر علیه السلام: با حال سستى و خواب آلودگی و کاهلانه نماز مگذار که اینها از روزنه‌هاى نفاق است ...

 به این موضوعات خیلی توجه کیند چون اگر اینطوری نماز بخوانید، آنوقت آن نمازتان دیگر نماز واقعی نخواهد بود بلکه می‌شود "نماز کلاغی".                                                       

  بحارالانوار، ج 84، ص 231

[ پنجشنبه سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 16:56 ] [ یوسف ]

پیش‌نیاز قیامت را پاس کرده‌اید؟ اگر نه پس ول‌معطلید!

 عن على علیه السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله: اِن عَمودَ الدینِ الصَلوة وَ هِىَ اَولُ ما یُنظَرُ فِیهِ مِن عَملِ ابنِ آدم فَاِن صَحتْ نظر فِى عَمَلِه وَ اِن لَم یَصح لَم یُنظَر فِى بَقیةِ عَمَلِه.

 على علیه السلام: ستون دین نماز است و از میان اعمال آدمیزاد (در رستاخیز) نماز نخستین عملى است که مورد رسیدگى قرار مى گیرد اگر صحیح بود، سایر اعمال نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت، وگرنه باقى اعمال نیز مردود خواهد بود.

 بحارالانوار؛ ج 82؛ ص 227

[ شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ] [ 11:27 ] [ یوسف ]

 آیا دلتان می‌خواهد گناهان گذشته و آینده‌ی‌تان یکجا پاک شود؟!

 امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

به خدا قسم کسی که حسین بن علی علیهماالسلام را زیارت کند و عارف به حقش باشد تمام گناهان گذشته و آینده‌اش آمرزیده می‌شود.

کامل الزیارات، ص 450

[ شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ] [ 11:24 ] [ یوسف ]

اگر نمازت را دوست داری این کار را نکن!

 قال رسول الله صلى الله علیه و آله : ... لا صَلوةَ لِمَن لا یَتِمَّ رُکوعَها وَ سُجودَها.

 پیامبر اکرم که درود خدا بر او و خاندانش باد فرمود: ... کسى که رکوع و سجودش را ناتمام و شتابزده به جا مى‌آورد نمازش ‍ پذیرفته نیست ... بحارالانوار/ ج 72 / ص 198

 توجه: همیشه در نماز به این فکر کن که چه کار مهمتری از نماز داری که عجله می‌کنی؟ از پیش خدا، نزد چه کسی می‌خواهی بروی؟!                                                                  

[ شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ] [ 11:22 ] [ یوسف ]

شاد زندگی کن و....

امام صادق علیه السلام : جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد و گفت ای محمد صلی الله علیه و آله شاد زندگی کن و هرچه میخواهی شاد باش اما مرگ در راه است به هرچیزی که میخواهی علاقه مند باش و هرکه را میخواهی دوست بدار اما روز جدائی و فراق نزدیک است سعی و کوشش کن هر اندازه که میتوانی اما بدان که روز بازتاب عمل نزدیک است. گزیده کافی جلد 2 صفحه 178

[ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 18:36 ] [ یوسف ]

برای آخرت  تلاش کنید

امام صادق علیه السلام : عیسی بن مریم (ع) خطاب به بنی اسرائیل میفرمود : ای مردم برای دنیا کار میکنید با اینکه در آن برای شما رزقی معین گشته که بدون کار هم به شما میرسد اما برای آخرت خود کار نمی کنید در صورتی که در آخرت به شما روزی داده نمیشود جز در برابر کردار نیک . اصول کافی جلد 3 صفحه 311

[ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 18:33 ] [ یوسف ]

اهل دنیا را دشمن بدار....

رسول اکرم (ص) : در شب معراج از ناحیه پروردگار خطاب آمد : ای احمد دشمن بدار دنیا و اهل آنرا و دوست بدار آخرت و اهلش را عرض کردم پروردگارا اهل دنیا چه کسانی میباشند ؟ ندا آمد : اهل دنیا کسی است که خوردنش زیاد و خنده اش بسیار و خوابش طولانی است و کسی است که راضی به قضای الهی نیست. اهل دنیا از گناهانی که از او سرزده معذرت خواهی نمی کند و اگر کسی از او پوزش طلبد قبول نمی کند. شخص دلبسته به دنیا هنگام معصیت پروردگار شجاع است و در هنگام انجام اطاعت حق تعالی کسل و تنبل است. اهل دنیا آرزویش طولانی است در حالی که مرگش نزدیک است و او کسی است که در مقابل استاد خود که از او علم فرا گرفته تواضع ندارد و او کسی است که در نظر خویش خود را عاقل می پندارد ولی در نزد عارفین به حق جاهل و نادان شمرده میشود. سفینه البحار جلد 2 صفحه 231

[ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 18:31 ] [ یوسف ]

دسته بندی انسانها از نظر دکتر شریعتی

مرحوم دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه دسته بندی کرده است: 

 دسته اول:
- آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند.
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 دسته دوم:
- آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است. 

 دسته سوم:
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند.
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 دسته چهارم:
- آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند.

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند.

منبع: سایت نسیم وحی

[ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:37 ] [ یوسف ]

لقمان به فرزندش می‌فرماید:

پسرجان، شش سفارش به تو می‌کنم که خلاصه علوم و اخلاق اولین و آخرین است:
1) بیش از مدت اقامت در دنیا، دل به دنیا مبند.
2) برای آخرت به قدری که در آنجا توقف داری کار کن، که ما زمان در دنیا ماندنمان بسیار کوتاه و آخرت بی‌حساب بلند است.
3) از خدا به قدری که به او محتاجی اطاعت کن، که همه وجود ما محتاج به خداست.
4) تمام کوششت را در نجات از آتش به کار ببر.
5) به اندازه تحمل و قدرتی که بر آتش داری گناه کن.
6) به هنگام گناه و معصیت جایی را انتخاب کن که خدا تو را نبیند. هرکجا باشیم خدا ما را می‌بیند.

[ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:35 ] [ یوسف ]

نکته آموزنده

حضرت علی(ع) می‎فرماید: درحال دعا گفتم: خدایا مرا نیازمند هیچ یک از بندگانت نکن .

پیامبر اکرم(ص) این دعا را شنیده و فرمودند: یا علی! اینگونه دعا نکن، زیرا کسی نیست که محتاج مردم نباشد.

گفتم: پس چگونه دعا کنم؟

فرمود: بگو؛ خدایا! مرا نیازمند مردم بد نکن .

پرسیدم: چه کسانی جزء مردم بد، به شمار می‎آیند؟

فرمود: کسانی که وقتی به نعمتی می‎رسند، آن را از دیگران(نیازمندان)دریغ می‎کنند و چون خود محتاج شوند و با آنان برخلاف انتظارشان رفتار شود، بر می‎آشوبند و مردم را سرزنش کنند.

[ یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:34 ] [ یوسف ]

پیامبراکرم (ص) :

خانه ای که در آن قرآن خوانده شود فرشتگان وارد آن می شوند و شیطانها ازآن دور می شوند و اهل آن در آسایش قرار می گیرند و به خیر و برکت آن خانه افزوده می شود و از بدیها و آفاتِ آن خانه کاسته می شود. و خانه ای که در آن قرآن نخوانند ، محل حضور شیطان و دوری فرشتگان می شود... و شرّش بسیار و خیرش اندک می شود.

چهل حدیث قرآن - ص 54

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:25 ] [ یوسف ]

حضرت رسول اکرم:  
إيّاكَ وصاحِبَالسَّوءِ؛ فَإِنَّهُ قِطعَةٌ مِنَ النّارِ، لا يَنفَعُكَ وُدُّهُ، ولا يَفي لَكَبِعَهدِهِ؛

  از همنشين بد بپرهيز؛ زيرا پاره آتش است؛ نه دوستی‌اش به تو سود می‌رساند و نه پيمانت را نگه می‌دارد.

الفردوس، ،ج ۱ ، ص۳۸۹ ،ح ۱۵۶۹

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:23 ] [ یوسف ]

آیا می‌دانید چه کاری می‌تواند باعث دیر برآورده شدن آرزوهایمان باشد؟!

 امام حسین علیه السلام : کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .

 بحار الانوار، ج 78، ص 120

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:17 ] [ یوسف ]

قابل توجه کسانی که می‌خواهند بینی شیطان رابه خاک بمالند!

 امام زمان عجل الله فرجه: هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بینی شیطان را به خاک بمال .

بحار الأنوار ، ج 53، ص 182

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:16 ] [ یوسف ]

اگر خواستیم مستحبّی انجام دهیم! بهترین کار چیست؟!

 امام رضا علیه السلام: بعد از انجام واجبات ، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مؤمن ، نزد خداوند بزرگ نیست .

بحار الانوار ، ج 78، ص 347

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:14 ] [ یوسف ]

 اولین نشانه‌ی کافر شدن! ببینید در شما یا اطرافیانتان نباشد.

 النبى الکریم صلى الله علیه و آله : بین الایمان و الکفر ترک الصلوة.

 پیامبر گرامى (درود خدا برو و خاندانش): مرز میان ایمان و کفر ترک نماز است .

 کنزالعمال، ج 7، ص 279، حدیث 18869

 

[ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:13 ] [ یوسف ]

مواظب باشیم

وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ

و هر کس از ياد خدا روى‏گردان شود شيطان را به سراغ او ميفرستيم پس همواره قرين اوست! 36-الزخرف

[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:42 ] [ یوسف ]

مواظب باشیم

وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

و شيطان، هنگامى که کار تمام مى‏شود، مى‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنابر اين، مرا سرزنش نکنيد؛ خود را سرزنش کنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتيد، (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکى دارند! 22-الإبراهيم

[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:41 ] [ یوسف ]

لقمان به فرزندش

لقمان به فرزندش می‌فرماید:

پسرجان، شش سفارش به تو می‌کنم که خلاصه علوم و اخلاق اولین و آخرین است:
1) بیش از مدت اقامت در دنیا، دل به دنیا مبند.
2) برای آخرت به قدری که در آنجا توقف داری کار کن، که ما زمان در دنیا ماندنمان بسیار کوتاه و آخرت بی‌حساب بلند است.
3) از خدا به قدری که به او محتاجی اطاعت کن، که همه وجود ما محتاج به خداست.
4) تمام کوششت را در نجات از آتش به کار ببر.
5) به اندازه تحمل و قدرتی که بر آتش داری گناه کن.
6) به هنگام گناه و معصیت جایی را انتخاب کن که خدا تو را نبیند. هرکجا باشیم خدا ما را می‌بیند.

[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:39 ] [ یوسف ]

مرا نیازمند مردم بد نکن

حضرت علی(ع) می‎فرماید: درحال دعا گفتم: خدایا مرا نیازمند هیچ یک از بندگانت نکن .

پیامبر اکرم(ص) این دعا را شنیده و فرمودند: یا علی! اینگونه دعا نکن، زیرا کسی نیست که محتاج مردم نباشد.

گفتم: پس چگونه دعا کنم؟

فرمود: بگو؛ خدایا! مرا نیازمند مردم بد نکن .

پرسیدم: چه کسانی جزء مردم بد، به شمار می‎آیند؟

فرمود: کسانی که وقتی به نعمتی می‎رسند، آن را از دیگران(نیازمندان)دریغ می‎کنند و چون خود محتاج شوند و با آنان برخلاف انتظارشان رفتار شود، بر می‎آشوبند و مردم را سرزنش کنند.

[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:38 ] [ یوسف ]

پاسخ به هفت سؤال

محضر، محضر علم و عرفان بود. عاشقانِ معرفت همچون پروانه گرد شمع پرفروغ پیشوای عارفان و وارستگان حضرت علی ـ علیه السلام ـ بودند، شخصی از آن حضرت پرسید:

1. صِف لنَا العاقلَ: «انسان عاقل را برای ما توصیف کن».

امام در پاسخ فرمود: «عاقل کسی است که هر چیز را در جای خود قرار می دهد.»

2. او پرسید: «انسان جاهل و نادان را برای ما وصف کن».

امام فرمود: «جاهل به عکس عاقل است و او کسی است که اشیاء را در جای خود قرار نمی دهد.»

3. شخص دیگری پرسید: «خداوند در روز قیامت چگونه حساب آن همه انسانها را با آن کثرت و زیادی تعداد آنها می رسد؟»

امام فرمود: همانگونه که به همه آنها روزی می دهد.

4. او پرسید: چگونه خدا حساب آنها را رسیدگی می کند، با اینکه آنها خدا را نمی بینند؟

فرمود: همانگونه که آنها را روزی می دهد، در حالی که آنها او را نمی بینند.( نهج البلاغه، حکمت 235 ـ 300.)

5. شخص دیگری پرسید: «ای امیر مؤمنان! تو به چه وسیله در میدانهای نبرد بر همآوردهای خود پیروز می شدی؟!»

امام در پاسخ فرمود: ما لقیتُ رجُلاً الّا اعانَنی علی نفسهِ. «من با هیچکس رخ به رخ نشدم، جز آنکه او مرا بر ضد خودش یاری کرد».

شریف رضی می گوید: «منظور امام، هیبت و شکوه آن حضرت است که در دل دشمن، رعب و وحشت ایجاد می کرد و در نتیجه خود دشمن، آن حضرت را بر ضد خویش کمک می نمود.»

6. شخص دیگری پرسید: «عدالت بهتر است یا سخاوت؟»

امام در پاسخ فرمود: «عدالت، هر چیز را در جای خود قرار می دهد ولی سخاوت، آن را از مرز عدالت فراتر می برد، عدالت قانون عمومی است، ولی سخاوت جنبه خصوصی دارد، بنابراین عدالت بهتر از سخاوت و شریفتر ازآن است»

7. و شخص دیگری پرسید: «فاصله بین مشرق و مغرب چقدر است؟»

امام در پاسخ فرمود: «به اندازه مسیر یک روز خورشید».( نهج البلاغه، حکمت 318 و حکمت 437 و حکمت 294)

 

[ پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:31 ] [ یوسف ]

عزل و نصب بر اساس اولویّت ها

عمر بن ابی سلمه، فرزند ام سلمه (همسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ) بود، پدرش در حبشه هنگامی که همراه جعفر طیّار به آن جا مهاجرت کرده بود، از دنیا رفت و بعد از آن جریان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با مادر او ازدواج کرد.

این شخص فردی لایق بود که علی ـ علیه السلام ـ او را حاکم بحرین و فارس نمود.

از سوی دیگر «نعمان بن عجلان» از شاعران و سخن سرایان پرتوان انصار بود و با اشعار پر مغز و شورانگیز خود، به شکل زیبایی به حمایت از خاندان نبوت برخاست.

امام علی ـ علیه السلام ـ بر اساس قانون رعایت اولویت ها، «عمر بن ابی سلمه» را پس از تشکر و سپاس از خدماتش فرا خواند و «نعمان بن عجلان» را به جای او نصب کرد، چرا که جنگ صفین ادامه داشت و وجود عمر بن ابی سلمه در جبهه از این نظر که او از بزرگان قریش و از شخصیت های با سابقه اسلام بود، نقش بهتری داشت.[ شرح نهج البلاغه خویی، ج20، ص79.]

امام برای عمر بن ابی سلمه چنین پیام داد:

«اما بعد: من (نعمان بن عجلان) را فرماندار (بحرین) کردم، و اختیار تو را از فرمانداری آنجا برگرفتم، بی آن که در این مورد سرزنش یا مذمتی به تو شده باشد، چرا که تو رهبری خود را در آن دیار به نیکی انجام دادی و حق امانت را رعایت کردی، بی آن که مورد سوء ظن باشی به سوی ما بیا، زیرا من تصمیم گرفته ام به سوی ستمگران اهل شام حرکت کنم و دوست دارم که تو همراه من باشی، چرا که تو از افرادی هستی که من در پیکار با دشمن و بر پا ساختن استوانه های دین، از آنها کمک می جویم و تو شایستگی این کمک را داری. ان شاء الله».[ نهج البلاغه نامه 42]

به این ترتیب این درس حکومت داری را امام علی ـ علیه السلام ـ آموخت که عزل و نصب های حاکمان اسلام باید بر اساس اولویت ها و شایستگی ها و ضوابط باشد، نه روابط!!

[ پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:25 ] [ یوسف ]

فاصله بین حق و باطل

امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ روزی با مردم سخن می گفت، و در باره رشد اخلاقی آنان صحبت می كرد، تا اینكه فرمود: مراقب باشید آنچه را مردم پشت سر افراد می گویند، نپذیرید ( از شنیدن غیبت، برحذر باشید) سخنان باطل فراوان است، ولی سخنان باطل از بین رفتنی است، و آنچه می ماند كردار انسان است. چرا كه خدا شنوا و شاهد است، بدانید كه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت، فاصله نیست.

یكی از حاضران پرسید: چگونه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت فاصله نیست؟

امام ـ علیه السلام ـ انگشتان را كنار هم گذارد و بین گوش و چشم خود قرار داد، سپس فرمود:

«الباطل ان تقول سمعت، والحق ان تقول رایت؛ ؛باطل آن است كه بگوئی شنیدم، و حق آنست كه بگوئی دیدم»[ خطبه 141]

یعنی شنیدنیها را مثل دیدنیها كه با چشم دیده ای، باور مكن و تا یقین نكردی، سخن این و آن را، درباره افراد نپذیر.

[ پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:25 ] [ یوسف ]

معنی ایمان

مردی به محضر علی ـ علیه السلام ـ آمد و درخواست کرد تا «ایمان» را برایش تشریح و بیان کند.

امام فرمود: «فردا نزد من بیا تا در حضور جمعیت، تو را به آن آگاه کنم که اگر تو گفتارم را فراموش کردی، دیگری برای تو حفظ و نگهداری کند.

فانَّ الکلامَ کالشّاردَه ینفقُها هذا و یخطئُها هذا:

«زیرا سخن، همچون شتر فراری است که بعضی آن را پیدا می کنند و بعضی آن را نمی یابند».[ حکمت 266.]

فردای آن روز شد. امام در میان جمعیت آمد و در باره ایمان چنین فرمود:

ایمان بر چهار پایه قرار دارد: 1. صبر 2. یقین 3. عدالت 4. جهاد

صبر، چهار شعبه دارد: 1. اشتیاق 2. ترس 3. زهد 4. انتظار

یقین نیز دارای چهار شعبه است: 1. بینش درهوشیاری 2. رسیدن به دقائق حکمت 3. پند گرفتن از حکمتها 4. توجّه به روش پیشینیان.

عدالت، نیز چهار شعبه دارد: 1. دقت در فهم 2. غور در علم و دانش 3. قضاوت صحیح 4. حلم استوار و ثابت.

جهاد، نیز چهار شعبه دارد: 1. امر به معروف 2. نهی ازمنکر 3. صدق و راستی در جبهه جنگ 4. کینه و دشمنی با فاسقان...[ حکمت 31]

به این ترتیب، امام با کمال عنایت و توجه به سؤال افراد، و روشن گری و آگاهی بخشی، همت می کرد، و بطور جدی، به مسائل جامعه، و رشد و ترقی اخلاقی و عقیدتی انسانها، اهمیت می داد.

[ پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:23 ] [ یوسف ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام .بیاییدتمام سعی وتلاش ما این باشد که مصداق این حدیث باشیم(کونوا لنا زینا ولاتکونوا علینا شینا)
امکانات وب