X
تبلیغات
یاهو

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


یاهو
اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم
لینک دوستان
خرید ساعت led">انجمن وبلاگ نویسان
میلاد نورمبارکعکس, تصویر عکس کارت پستال تبریک ولادت حضرت امام علی (ع) جدید

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 15:17 ] [ یوسف ]
شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب مى گویند
بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب مي‌گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کرده‌اند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرين‌تر از کلام تو نشنيده‌ام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم.

 گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد.

وکيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز مي‌گذاري هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ مي‌خواني و چون فارغ شدي از نماز هفتاد مرتبه مي‌گوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ» پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمي‌داري وهفتاد مرتبه مي‌گوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده مي‌روي و هفتاد مرتبه مي‌گوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را مي‌طلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 15:12 ] [ یوسف ]
هرگز نظير اين جوانان را نخواهى يافت

 روزى عثمان در آستانه مسجد نشسته بود. شخص فقيرى به نزدش آمد و از او كمك مالى خواست . عثمان دستور داد. پنج درهم به او بخشيدند. فقير گفت : اين مبلغ برايم كافى نيست . مرا به كسى راهنمايى كن كه مبلغ بيشترى به من كمك كند.
عثمان گفت : برو پيش آن جوانان كه مى بينى و با دست خود اشاره به گوشه اى از مسجد كرد كه حضرت امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و عبدالله بن جعفر در آنجا نشسته بودند.
مرد فقير پيش آنها رفت . سلام داد و اظهار حاجت نمود.
امام حسن عليه السلام به خاطر اينكه از رحمتهاى اسلام سوء استفاده نشود، پيش از آنكه به او كمك كند فرمود:
- اى مرد! از ديگران درخواست كمك مالى فقط در سه مورد جايز است :
1- ديه اى كه انسان بر ذمه دارد و از پرداخت آن عاجز است .
2- بدهى كمرشكن داشته باشد و از پرداخت آن ناتوان باشد.
3- مسكين و درمانده گردد و دستش به جايى نرسد.
كدام يك از اين سه مورد براى تو پيش آمده است ؟
فقير گفت : اتفاقا گرفتارى من در يكى از اين سه مورد است امام حسن عليه السلام پنجاه دينار و امام حسين عليه السلام چهل و نه دينار و عبداله بن جعفر چهل و هشت دينار به او دادند.
مرد فقير برگشت و از كنار عثمان خواست بگذرد. عثمان پرسيد:
- چه كردى ؟
فقير پاسخ داد: پيش تو آمدم و پول خواستم . تو هم مبلغى به من دادى و از من نپرسيدى اين پولها را براى چه مى خواهى ؟ ولى نزد آن سه نفر كه رفتم وقتى كمك خواستم ، يكى از آنان (امام حسن ) پرسيد: براى چه منظورى پول درخواست مى كنى ؟ و فرمود: تنها در سه مورد مى توان از ديگران كمك مالى درخواست نمود. (ديه عاجز كننده ، بدهى كمرشكن و فقر زمين گير كننده ). من هم گفتم گرفتاريم يكى از آن سه مورد است . آن گاه يكى پنجاه دينار و دومى چهل و نه دينار و سومى چهل و هشت دينار به من دادند. عثمان گفت : هرگز نظير اين جوانان را نخواهى يافت ! آنان كانون دانش و حكمت و سرچشمه كرامت و فضيلتند. بحارالانوارجلد 43صفحه 333.

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 19:48 ] [ یوسف ]

خشمت را با وضو کنترل کن

 

پيامبر صلى الله عليه و آله :

«اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّيطانِ وَ اِنَّ الشَّيطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَ اِنَّما تُطفَأُ النّارُ بِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُكُم فَليَتَوَضَّ»
خشم از شيطان و شيطان از آتش آفريده شده است و آتش با آب خاموش مى شود، پس هرگاه يكى از شما به خشم آمد، وضو بگيرد. (نهج الفصاحه، ح 660)

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 19:45 ] [ یوسف ]
  نهى شديد از همنشينى با پنج دسته، و علت آن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امام باقر عليه السلام فرمود: پدرم امام سجاد عليه السلام به من فرمود:«پسر جانم! با پنج كس، همنشين و هم صحبت و همراه نشو».

گفتم: پدر جان، آنها كيستند؟ فرمود:

1 - از همنشينى با «دروغگو» بپرهيز، زيرا او همانند سرابى است كه دور را به تو نزديك، و نزديك را به تو دور سازد.

2 - از همنشينى با «فاسق» (كه از گناه باكى ندارد) بپرهيز، زيرا او تو را به لقمه اى غذا يا كمتر، مىفروشد.

3 - از همنشينى با «بخيل» بپرهيز، زيرا او از كمك مالى به تو، آنگاه كه بسيار به آن نياز دارى، دريغ مىورزد.

4 - از همنشينى با «احمق» (كم عقل) بپرهيز، زيرا او مىخواهد به تو سود برساند، (بر اثر حماقت) به تو زيان مىرساند.

5 - از همنشينى با كسى كه «قطع رحم» مىكند (و رعايت ارتباط گرم خويشاوندى را نمى كند) بپرهيز، زيرا من او را در سه مورد از قرآن، مورد لعن يافته ام:

الف: در آيه 22 و 23 سوره محمد مىخوانيم:

«فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعووا ارحامكم -اولئك الدين لعنهم الله اصمهم ولعمى ابصارهم»

«اما اگر روزى گردان شويد، آيا جز اين انتظار مىرود كه در زمين فساد كنيد و قطع رحم نمائيد - آنها كسانى هستند كه خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، گوشهايشان را كور نموده است».

ب: و در آيه 25 سوره رعد مىخوانيم:

«والذين ينفضون عهد الله من بعد ميثاقه و يقطعون ما امر الله به ان يوصل و يفسدون فى الارض اولئك لهم اللعنه و لهم سؤالدار»

«و آنانكه عهد الهى را پس از محكم كردن مىشكنند، و پيوندهائى را كه خدا دستور برقرارى آن را را داده، قطع مىكنند، و در روى زمين فساد مىنمايند، لعنت براى آنها است، و بدى (و مجازات) سراى آخرت».

ج: و در آيه 27 سوره بقره مىخوانيم:

«الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه و يقطعون ما امر الله به ان يوصل و يفسدون فى الارض اولئك هم الخاسرون»

«(فاسقان لعن شده) آنها هستند كه پيمان خدا را پس از آنكه محكم ساختند، مىشكنند، و پيوندهائى را كه خدا دستور برقرارى آن را داده، قطع مىكنند، و در جهان فساد مىكنند، اينها زيان كارانند».(اصول کافی)

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 17:12 ] [ یوسف ]
گزيده سخنان امام هادى عليه السلام

1ـ جبران نقص

لبعض مـواليه: عاتب فلانا و قل له: ان الله اذا اراد بعبـد خيــرا اذا عوتب قبل.( تحف العقول,ص 481.چاپ مدرسين قم.)

امام على النقى (ع) به يكـى از دوستـانـش فـرمـــود:

فلانى را توبيخ كن و به او بگو: خداوند چون خير بنده اى خواهد, هرگاه تـوبيخ شـود, بپذيـرد.(و در صـدد جبـران نقص خـود بـرآيـد).

  2-  جایگاه اجابت دعا  


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 17:6 ] [ یوسف ]
اعمال ماه مبارک رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 15:18 ] [ یوسف ]

وقتى چنين رخدادهايى شد ، پسر هند جگرخوار خروج مى كند ، تا پس از آن بر منبر دمشق دست يابد . وقتى چنين شد ، منتظر خروج مهدى باشيد .


به گزارش «شیعه نیوز»، نعمانى از مغيره بن سعيد از ابوجعفر باقر(عليه السلام) آورده است كه امير مؤمنان فرمود : وقتى دو سپاه در شام كشمكش كردند ، نشانه اى از نشانه هاى الهى ظاهر مى شود . عرض شد : اى امير مؤمنان ! آن نشانه چيست ؟ فرمود : بيش از صد هزار نفر در زلزله اى در شام كشته مى شوند كه خداوند آن را براى مؤمنان ، رحمت و براى كافران ، عذاب قرار مى دهد .
 وقتى زلزله شد ، به سوارانى بنگريد كه مركب هاى سياه و سفيد و دم بُريده دارند و با پرچم هاى زرد از مغرب مى آيند تا وارد شام شوند . اين رخداد در زمان بى تابى و ناله شديد و مرگ سرخ پيش مى آيد . سپس منتظر فرو رفتن قريه اى از دمشق به نام «حرستا» (= مرمرسا) باشيد ، سپس پسر هند جگرخوار ( سفيانى ) از وادى يابس (= دره بى آب و گياه ، از حوران تا اردن و فلسطين) شورش مى كند ، تا بر منبر دمشق قرار بگيرد . وقتى چنين رخدادهايى شد ، منتظر خروج و قائم مهدى(عليه السلام) باشيد

در البدء والتاريخ  آمده است : از جمله اخبارى كه على بن ابى طالب در بيان فتنه ها در شام فرمود اين است كه وقتى چنين رخدادهايى شد ، پسر هند جگرخوار خروج مى كند ، تا پس از آن بر منبر دمشق دست يابد . وقتى چنين شد ، منتظر خروج مهدى باشيد .در فصل ياران امام مهدى(عليه السلام) به نقل از الغيبه نعمانى و تفسير عياشى  و منابع ديگر نص كامل حديثى از امام باقر(عليه السلام) گذشت كه بر رخدادهايى تصريح داشت كه پياپى در آغاز حركت سفيانى رخ مى دهد . در آن آمده بود : اى جابر ! بر جاى خود باش و هرگز دست و پا مزن (و كارى مكن) تا نشانه هايى را ببينى كه برايت مى گويم و در يك سال رخ مى دهد : سروشى را در دمشق مى بينى كه ندا مى دهد ; يكى از روستاهاى دمشق فرو مى رود ; قسمتى از مسجد دمشق فرو می ریزد....      در آن وقت اهالى شام بين سه پرچم اختلاف نظر پيدا مى كنند : اصهب ، ابقع و سفيانى . قبيله مضر ، همراه طايفه بنى ذنب حمار هستند ; سفيانى با دايى هايش از قبيله كلب است . سفيانى و پيروانش بر بنى ذنب حمار شورش مى كنند و جنگى به وقوع مى پيوندد كه تا آن روز اتفاق نيفتاده بود . سپس مردى از بنى ذنب حمار به دمشق مى آيد . وى و همراهانش را چنان مى كشند كه كسى را بدان گونه نكشته اند و اين است معناى آيه اى كه خدا مى فرمايد :« گروه هايى از مردم به جان هم مى افتد . واى بر كفارى كه آن روز بزرگ در آن جنگ شركت مى كنند »سفيانى و همراهانش خروج مى كنند و قصدى جز كشتن آل محمد و پيروان شان ندارند
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 9:15 ] [ یوسف ]
حدیث تکان دهنده از امام رضاعلیه السلام

امام رضا(ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌(ع) نقل می‌فرمایند: اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضۀ گناه کردن نداشته باشد.

بعد می‌فرماید: اگر کسی عرضۀ گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن است گناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد، اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد، اما حرام نمی‌خورد.

 سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟

 حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند. حدیث عجیبی است. امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.» بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.( وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)

[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 16:23 ] [ یوسف ]
عبادتی که اجرای همیشگی آن به علی علیه السلام توصیه شد

یکی از وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان علی علیه‌السلام، تلاوت مستمر قرآن است؛ «وَ عَلَیکَ بِتِلاوَةِ القُرآنِ عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن.» (وسائل الشیعه، جلد 4، ص 839)

 «ابوالفضل علّامی» در کتاب «آداب تلاوت قرآن کریم» در ادامه این مطلب می‌نویسد: بسیاری از عبادات هنگام مریضی، مسافرت یا جهاد در راه خدا از انسان ساقط می‌شود و یا تخفیف پیدا می‌کند، اما خداوند تأکید دارد که در این موارد نیز سعی کنید تا حد امکان قرآن بخوانید (سوره مبارکه مزمل، آیه 20)

سرّ مطلب چیست؟

چرا بر قرائت مستمر و روزانه قرآن این همه تأکید شده است؟ شاید حکمتش این است که قرآن برنامه زندگی سعادتمندانه هر مسلمان است به این جهت سزاوار است مسلمانان هر روز به قرآن مراجعه کنند و با قرائت آن درس‌های زندگی را از قرآن بگیرند و بدان عمل کنند؛ هر مسلمانی که بخواهد به قرآن عمل کند لازم است روزانه به آن مراجعه کند و با آن مأنوس باشد.

[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 16:18 ] [ یوسف ]
  چگونگی مرگ سلمان فارسی

 اصبغ بن نباته يكى از ياران برجسته اميرالمؤمنين عليه السلام مى گويد:
سلمان از طرف على عليه السلام استاندار مدائن بود و من پيوسته با او بودم . سلمان مريض شد و در بستر افتاده بود، من به عيادتش رفتم . آخرين روزهاى عمرش بود، به من فرمود:
اى اصبغ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داده هرگاه مرگم فرا رسيد مردگان با من سخن خواهند گفت . تو با چند نفر ديگر مرا در تابوت نهاده و به قبرستان ببريد تا ببينم وقت مرگم رسيده يا نه ؟! به دستور سلمان عمل كرديم . او را به قبرستان برديم و بر زمين رو به قبله نهاديم . با صداى بلند خطاب به مردگان گفت :
سلام بر شما اى كسانى كه در خانه خاك ساكنيد و از دنيا چشم پوشيده ايد، جواب نيامد.
دوباره فرياد زد:


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:41 ] [ یوسف ]
چگونه نترسم و چطور گريه نكنم

رسول خدا صلى الله عليه و آله شبى در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نيمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاريكى مشغول دعا و گريه زارى شد.
امّ سلمه كه جاى رسول خدا صلى الله عليه و آله را در رختخوابش ‍ خالى ديد، حركت كرد تا ايشان را بيابد. متوجه شد رسول اكرم صلى الله عليه و آله در گوشه خانه ، جاى تاريكى ايستاده و دست به سوى آسمان بلند كرده اند. در حال گريه مى فرمود:
خدايا! آن نعمت هايى كه به من مرحمت نموده اى از من نگير!
مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط مگردان !
خدايا! مرا به سوى آن بديها و مكروههايى كه از آنها نجاتم داده اى برنگردان !
خدايا! مرا هيچ وقت و هيچ آنى به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چيز و از هر گونه آفتى نگهدار!
در اين هنگام ، امّ سلمه در حالى كه به شدت مى گريست به جاى خود برگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله كه صداى گريه ايشان را شنيدند به طرف وى رفتند و علت گريه را جويا شدند.
امّ سلمه گفت :
- يا رسول الله ! گريه شما مرا گريان نموده است ، چرا مى گرييد؟ وقتى شما با آن مقام و منزلت كه نزد خدا داريد، اين گونه از خدا مى ترسيد و از خدا مى خواهيد لحظه اى حتى به اندازه يك چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد، پس واى بر احوال ما!
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
- چگونه نترسم و چطور گريه نكنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم ، در حالى كه حضرت يونس ‍ عليه السلام را خداوند لحظه اى به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمى بايست ! (حضرت يونس به رسالت مبعوث شد و در شهر نينوا به تبليغ قوم خويش پرداخت مردم حقيقت را از او نپذيرفتند. يونس گمان كرد وظيفه اش به پايان رسيده ، پيش از آنكه فرمان الهى برسد، خشمگين شهرش را ترك نمود و از ميان قومش بيرون رفت همچنان راه مى پيمود تا به كنار دريا رسيد و در دريا گرفتار شكم ماهى شد يكدفعه به خود آمد كه بايد صبر و تحمل مى كرد و بدون فرمان خداوند از ميان قومش بيرون نمى آمد شايد گوش شنوا و دلى حقيقت پذيرى در ميان ايشان پديد مى آمد از اين جهت در ميان ظلمت ها به مناجات پرداخت و نجاتش را از خداوند منان خواست ، خداوند نيز دعاى يونس را پذيرفت و او را نجات داد. ) بحارالانوار جلد 16 صفحه 217

[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:37 ] [ یوسف ]
 هيچ گاه مادر را از خود ناراضى نكن

امام محمد باقر(ع ) نقل مى فرمايد:

در ميان بنى اسرائيل ، عابدى به نام جريح بود. او همواره در صومعه اى به عبادت مى پرداخت .

روزى مادرش نزد وى آمد و او را صدا زد، او چون مشغول عبادت بود به مادرش پاسخ نداد، مادر به خانه اش بازگشت . بار ديگر پس از ساعتى به صومعه آمد و جريح را صدا زد، باز جريح به مادر اعتنا نكرد. براى بار سوم باز مادر آمد و او را صدا زد و جوابى نشنيد.

از اين رفتار فرزند دل مادر شكست و او را نفرين كرد.

فرداى همان روز، زن فاحشه اى كه حامله بود نزد او آمد و همان جا درد زايمانش گرفت و بچه اى را به دنيا آورده و نزد جريح گذاشت و ادعا كرد كه آن بچه فرزند نامشروع اين عابد است .

اين موضوع شايع شد و سر زبان ها افتاد. مردم به يكديگر مى گفتند: كسى كه مردم را از زنا نهى مى كرد و سرزنش مى نمود، اكنون خودش زنا كرده است .

ماجرا به گوش شاه وقت رسيد كه عابد زنا كرده است . شاه فرمان اعدام عابد را صادر كرد. در آن هنگام كه مردم براى اعدام عابد جمع شده بودند، مادرش آمد و وقتى او را آن گونه رسوا ديد، از شدت ناراحتى به صورت خود زد و گريه كرد.

جريح به مادر رو كرد و گفت :

- مادرم ساكت باش ! نفرين تو مرا به اينجا كشانده است ، و گرنه من بى گناه هستم .

وقتى كه مردم اين سخن را از جريح شنيدند به عابد گفتند:

- ما از تو نمى پذيريم ، مگر اينكه ثابت كنى اين نسبتى كه به تو مى دهند دروغ است .

عابد (كه در اين هنگام مادرش ديگر از او نارضايتى نداشت ) گفت :

- طفلى را كه به من نسبت مى دهند، پيش من بياوريد!

طفل را آوردند و او با زبان واضح گفت :

- پدرم فلان چوپان است .

به اين ترتيب ، پس از رضايت مادر، خداوند آبروى از دست رفته عابد را بازگردانيد، و تهمت هايى كه مردم به جريح مى زدند برطرف شد.

پس از آن ، جريح سوگند ياد كرد كه هيچ گاه مادر را از خود ناراضى نكند و همواره در خدمت او باشد.بحارالانوار جلد 14 صفحه 487

[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:57 ] [ یوسف ]
درى از درهاى بهشت

قيس بن سعد روايت مى كند: روزى پيامبر اكرم بر من عبور كرد در حالى كه از خواندن نماز فارغ شده بودم.

ايشان به من فرمودند: آيا تو را به درى از درهاى بهشت راهنمايى كنم؟ عرض كردم: آرى.

فرمود: لا حول و لا قوة الا بالله يكى از درهاى بهشت است. (الغدير، ج 3، ص 162).


[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:56 ] [ یوسف ]
وقتى مؤ من اين ذكر را مى گويد ما ساختمان را مى سازيم.

 رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: وقتى مرا به معراج بردند، وارد بهشت شدم . در آنجا فرشتگانى ديدم كه با خشت طلا و خشت نقره ساختمانى مى سازند ولى گاهى دست از كار مى كشند از فرشتگان پرسيدم : شما چرا گاهى كار مى كنيد و گاهى از كار دست مى كشيد؟ سبب چيست ؟

پاسخ دادند: هر وقت مصالح ساختمانى به ما برسد مشغول مى شويم و هرگاه نرسد از كار باز مى ايستيم .

گفتم : مصالح ساختمانى شما چيست ؟

جواب دادند: ((سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر)).

وقتى مؤ من اين ذكر را مى گويد ما ساختمان را مى سازيم . وقتى كه ساكت مى شود ما نيز دست از كار مى كشيم . بحارالانوار جلد 73 صفحه 346 - بحارالانوار جلد 18 صفحه 292 و 409 - جلد 93 صفحه 83 و 169 با كمى تفاوت

[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:1 ] [ یوسف ]
 روزی حلال صدقه است

 امام زين العابدين عليه السلام سحرگاه در طلب روزى از منزل خارج شد، عرض كردند:
- يابن رسول الله ! كجا مى رويد؟
فرمود: از منزل بيرون آمدم تا براى خانواده ام صدقه اى بدهم .
عرض كردند: چطور به خانواده تان صدقه مى دهيد؟
فرمود: هركس از راه حلال روزى را به دست آورد (و براى خانواده خود خرج نمايد) در پيشگاه خداوند براى او صدقه محسوب مى شود! بحارالانوار جلد 46 صفحه
67

[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:59 ] [ یوسف ]
  سه امتیاز حضرت علی علیه السلام نسبت به پیامبر صلی الله علیه وآله

 در یکی از گفتارها از پیامبر اکرم (ص) به شش امتیاز حضرت علی علیه‌السلام اشاره شده که سه مورد آن بین پیامبر (ص) و امام علی (ع) مشترک است و سه امتیاز مختص امام علی (ع).

 رسول اعظم (ص) می‌فرمایند:

خداوند سه امتیاز به من داده که علی (ع) در آن شریک است و سه امتیاز به علی (ع) داده که من در آنها شریک نیستم.

پرسیدند ای رسول خدا آن سه امتیاز که با تو شریک است کدامند؟

 حضرت فرمودند:

1 پرچم حمد که علی (ع) علمدار آن است

2 برای من حوض کوثر است که علی (ع) ساقی آن است

3 اختیار بهشت و جهنم برای من است و علی (ع) تقسیم‌کننده آنهاست

اما سه امتیازی که در آن با علی (ع) شریک نیستم:

1 پدرزنی چون من دارد که من مثل او ندارم

2 زنی چون فاطمه (س) دارد که من مثل او ندارم

3 دو پسر چون حسن و حسین (ع) دارد که من مثل آن دو ندارم

 مواعظ العددیه ص 128


[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:18 ] [ یوسف ]
 سفارش پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به امام علی علیه السلام درباره والدين و فرزندان‏

1- اى على! حقّ فرزند بر پدرش، اين است كه اسم و ادب او را نيكو گرداند، و او را در جايگاهى نيكو قرار دهد.

و حق پدر بر فرزندش، اين است كه فرزند، او را به نام ننامد، جلوتر از او راه نرود، جلوتر از او ننشيند، و ...

 2- اى على! خداوند لعنت كناد پدر و مادرى را كه فرزند خود را به رنجش آنها وادارند.

3- اى على! والدين، عاقّ فرزند خود مى‏شوند، همان گونه كه فرزند، عاقّ پدر و مادر مى‏گردد.

 4- اى على! خداوند رحمت آورد بر پدر و مادرى كه فرزند خود را بر نيكى به ايشان كمك كنند.

 5- اى على! هر كس والدين خود را غمگين سازد، عاقّ آنها شده است.(گلچین شیخ صدوق)

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:12 ] [ یوسف ]

زهراى اطهر راضى نبود پس از مرگ نيز نامحرمى حجم بدن او را ببيند.

در آخرين روزهاى زندگى ، زهراى مرضيه به اسماء ( اسماء از نزديكان حضرت فاطمه عليهاالسلام و از مهاجران حبشه بود وى نخست همسر جعفر بن ابيطالب بود، چون جعفر در جنگ موته شهيد شد ابوبكربن ابى قحافه او را تزويج نمود. ظاهرا در شستشوى حضرت زهرا عليهاالسلام به اميرالمؤ منين عليه السلام كمك مى كرده و شكل تابوتهاى كنونى از پشنهاد او مى باشد. چون در گذشته شايد هنوز هم در بعضى جاها هست ، جنازه را روى چند چوب مى گذاشتند و به سوى مغسل و قبرستان مى بردند. ) دختر عميس ‍ فرمود:
اسماء! من اين عمل را زشت مى دانم كه (جنازه را روى چهار چوب مى گذارند و پارچه اى روى جناره زنان مى اندازند، به سوى قبرستان مى برند) زيرا اندام او از زير پارچه نمايان است و هر كسى از حجم و چگونگى او آگاه مى شود.
اسماء گفت :
من در حبشه چيزى ديدم ، اكنون شكل آن را به تو نشان مى دهم . آنگاه چند شاخه تر خواست . شاخه ها را خم كرد و پارچه اى روى آنها كشيد. به صورت تابوت كنونى درآورد حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:
- چه چيز (تابوت ) خوبى است . زيرا جنازه اى كه در ميان آن قرار گيرد تشخيص داده نمى شود كه جنازه زن است ، يا جنازه مرد. بحارالانوار جلد 43، صفحه 189.
 

[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:0 ] [ یوسف ]
  بخشى از خطبه حضرت زهرا سلام الله

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:33 ] [ یوسف ]
آیا خدا کسی را بدبخت می‌کند؟
 امام صادق(ع) در حدیثی به این سوال پاسخ می‌دهند که آیا خدا کسی را بدبخت می‌کند؟ ایشان می‌فرمایند: "خداوند تبارک و تعالی بنده را از بدبختی به خوشبختی منتقل می‏‌کند، ولی از خوشبختی به بدبختی منتقل نمی‏‌کند التوحید: 358 / 6 منتخب میزان الحکمة: 300 ".
امام علی(ع) نیز در باره این‌که علت بدبختی چیست؟ فرمودند:"علّت بدبختی، دنیا پرستی است غرر الحکم: 5516 منتخب میزان الحکمة: 300
امام حسین(ع) هم در دعای روز عرفه می‌فرمایند: "بار خدایا! کاری کن که از تو چنان بترسم که گویی می‏‌بینمت و باتقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان و با معصیت و نافرمانیت بدبختم مکن بحار الأنوار: 98 / 218 / 3 منتخب میزان الحکمة: 300  
همچنین در چند حدیث گهربار از امام علی(ع) به این سوال پاسخ می‌دهیم که بدبخت از دیدگاه ایشان چه کسی است؟
"بدبخت کسی است که فریفته هوا و هوس خود گردد نهج البلاغة: الخطبة 86 منتخب میزان الحکمة: 300 ".
"بدبخت کسی است که از عقل و تجربه خود بهره نگیرد نهج البلاغة: الکتاب 78 منتخب میزان الحکمة: 300.
همچنین آن حضرت فرمودند: "از گناهان باز ایستید و نفْس‌های خود را از آنها باز دارید؛ زیرا بدبخت کسی است که عنان خود را در عرصه گناهان رها سازد غرر الحکم: 4499 منتخب میزان الحکمة : 300 ".


[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:31 ] [ یوسف ]

    دو جنازه مختلف و راز تفاوت آن دو

 امام باقر عليه السلام فرمود: يكى از پيامبران بنى اسرائيل در محلى عبور مىكرد، ديد جنازه مردى به زمين افتاده، نصف آن زير ديوار قرار گرفته، و نصف ديگر آن در بيرون مانده و پرندگان و سگها بدن او را متلاشى كرده اند و مىدرند.

از آنجا گذشت، به شهرى وارد شد، در آنجا ديد يكى از اشراف آن شهر مرده است، جنازه او را بر سر تختى نهاده اند، و با پارچه ابريشم كفن شده، و در اطراف آن تخت، منقلهاى عود (ماده خوشبو) نهاده شده و عودها مىسوزند و فضا را خوشبو كرده اند.

آنگاه پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به خدا متوجه شد و عرض كرد: «پروردگارا! من گواهى مىدهم كه تو حاكم دادگر هستى كه به كسى ستم نكنى، آن (جنازه اولى، جنازه) بنده تو است كه به اندازه يك چشم به هم زدن براى تو شريك نگرفته، ولى آن گونه مرده است، و او را آنچنان ميراندى، ولى اين هم يكى از بنده هاى تو است كه به اندازه يك چشم بهم زدن به تو ايمان نياورده است، ولى او را اين گونه شكوهمندانه ميراندى (رازش چيست)

خداوند به آن پيامبر فرمود: «اى بنده من! من همانگونه كه گفتى حاكم عادل هستم كه به كسى ظلم نكنم، آن بنده (اول) من، گناهى يا عمل بدى نزد من  داشت، او را با آن وضع ميراندم تا كيفر شود و به گونه اى كه گناهى نداشته باشد با من ملاقات كند، و اين بنده (دوم) من، كار نيكى نزد من داشت او را با چنان وضعى (شكوهمندانه) ميراندم، تا به گونه اى كه هيچگونه پاداشى نزد من نداشته باشد با من ملاقات نمايد».(اصول کافی)

[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 9:49 ] [ یوسف ]
فرزند آدم هر  روز گرفتار سه مصيبت است

شخصى محضر امام زين العابدين علیه السلام رسيد و از وضع زندگيش شكايت نمود.
امام عليه السلام فرمود:
بيچاره فرزند آدم هر  روز گرفتار سه مصيبت است كه از هيچكدام از آنها پند و عبرت نمى گيرد. اگر عبرت بگيرد دنيا و مشكلات آن برايش آسان مى شود.
مصيبت اول اينكه ، هر روز از عمرش كاسته مى شود. اگر زيان در اموال وى پيش بيايد غمگين مى گردد، با اينكه سرمايه ممكن است بار ديگر باز گردد ولى عمر قابل برگشت نيست .
دوم : هر روز، روزى خود را مى خورد، اگر حلال باشد بايد حساب آن را پس ‍ بدهد و اگر حرام باشد بايد بر آن كيفر ببيند.
سپس فرمود:سومى مهمتر از اين است .
گفته شد، آن چيست ؟
امام فرمود:
هر روز را كه به پايان مى رساند يك قدم به آخرت نزديك شده اما نمى داند به سوى بهشت مى رود يا به طرف جهنم .
آنگاه فرمود:
طولانى ترين روز عمر آدم ، روزى است كه از مادر متولد مى شود. دانشمندان گفته اند اين سخن را كسى پيش از امام سجاد عليه السلام نگفته است . بحارالانوار جلد 78، صفحه 160.

[ شنبه هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 21:21 ] [ یوسف ]

عذر و بهانه بر گناهكاران بسته مى شود.

 امام صادق عليه السلام مى فرمايد: زن زيبايى را روز قيامت در دادگاه عدل الهى حاضر مى كنند كه بخاطر جمال و زيبايى خود به گناه افتاده است ؛ مى پرسند:چرا گناه كردى ؟
در پاسخ مى گويد:
خدايا! چون مرا زيبا آفريدى به اين جهت به گناه آلوده شدم . خداوند دستور مى دهد مريم را مى آورند، و به آن زن گفته مى شود كه تو زيباتر بودى يا مريم ؟ در حالى كه او را زيبا آفريديم ، اما، او به خاطر جمال خود فريب نخورد.
آنگاه مرد صاحب جمالى را در دادگاه حاضر مى كنند كه بخاطر زيبايى خود به گناه آلوده شده است مى گويد:
پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و زنان به سوى من ميل و رغبت پيدا كردند و مرا فريفتند و گرفتار گناه گشتم . در اين وقت يوسف عليه السلام را مى آورند و به او مى گويند:
تو زيباتر بودى يا يوسف ؟ ما به او جمال و زيباى داديم ولى فريب زنان نخورد!!
سپس صاحب بلا را مى آورند كه به خاطر بلاها و گرفتارى هايش معصيت كرده است . او هم مى گويد:
خداوندا! بلاها و مصيبت ها را بر من سخت كردى لذا به گناه افتادم . در اين موقع ايوب عليه السلام را مى آورند و به آن شخص مى گويند:
بلاى تو سخت تر بود يا بلاى ايوب ؟ در صورتى كه ما او را به بلاى سخت مبتلا كرديم اما مرتكب گناه نشد.! بحارالانوار جلد 7، صفحه 285. و جلد 12 صفحه 341.بدين گونه راه عذر و بهانه بر گناهكاران بسته مى شود.

[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 17:28 ] [ یوسف ]
  سخت ترين چيزها در عالم چيست

 حواريون به عيسى گفتند:
اى معلم خوب به ما بياموز كه سخت ترين چيزها در عالم چيست ؟
فرمود: سخت ترين چيز خشم خداوند بر بندگان است .
گفتند: به چه وسيله مى توان از خشم خداوند در امان بود؟
فرمود: به فرو بردن خشم خود
پرسيدند: منشاء خشم چيست ؟
پاسخ داد: الكبر و التجبر و المحقرة الناس
خود بزرگ بينى ، گردن كشى و تحقير مردم . بحارالانوار جلد 14 صفحه 287.

[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 17:26 ] [ یوسف ]

دو دسته در پناه خدا هستند

در تورات نقل شده: موسى عليه السلام در مناجات خود، به خدا عرض كرد: «پروردگارا آيا تو نزديك هستى، تا با تو (آهسته) راز و نياز كنم، با دور هستى، تا فرياد كنم؟»

خداوند به او وحى كرد: «اى موسى! من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند».

موسى عليه السلام عرض كرد: در آن روزى كه پناهگاه براى كسى نيست، (يعنى در روز قيامت) چه كسى در پناه تو است؟

خداوند فرمود: «آنان كه مرا ياد كنند، من نيز آنها را ياد كنم، و آنان كه به خاطر خشنودى با همديگر دوستى كنند، من نيز آنها را دوست دارم، اينها(اين دو دسته) همانهايند كه اگر خواسته باشم بلائى بر اهل زمين فرو فرستم، آنها را ياد كنم، و به خاطر وجود آنها، بلا را از اهل زمين دفع مىنمايم» (اصول کافی)

[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 10:51 ] [ یوسف ]
پندهای علی علیه السلام

 اميرالمؤ منين على عليه السلام روز جمعه در كوفه سخنرانى زيبايى كرد، در پايان سخنرانى فرمود:
اى مردم ! هفت مصيبت بزرگ است كه بايد از آنها به خدا پناه ببريم :
1- عالمى كه بلغزد.
2- عابدى كه از عبادت خسته گردد.
3- مؤ منى كه فقير شود.
4- امينى كه خيانت كند.
5- توانگرى كه به فقر درافتد.
6- عزيزى كه خوار گردد.
7- فقيرى كه بيمار شود.
در اين وقت مردى برخواست ، عرض كرد:
يا اميرالمؤ منين ! خداوند در قرآن مى فرمايد: ((ادعونى استجب لكم )):
مرا بخوانيد، دعا كنيد، تا دعايتان را مستجاب كنم .
اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟
حضرت فرمود: علتش آن است كه دلهاى شما در هشت مورد يك : اين كه خدا را شناختيد، ولى حقش را آن طور كه بر شما واجب بود بجا نياورديد، از اين رو آن شناخت به درد شما نخورد.
دو: به پيغمبر خدا ايمان آوريد ولى با دستورات او مخالفت كرديد و شريعت او را از بين برديد! پس نتيجه ايمان شما چه شد؟
سه : قرآن را خوانديد ولى به آن عمل نكرديد و گفتيد:
قرآن را به گوش و دل مى پذيريم اما به آن به مخالفت برخواستيد.
چهار: گفتيد ما از آتش جهنم مى ترسيم در عين حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى رويد.
پنج : گفتيد به بهشت علاقه منديم اما در تمام حالات كارهايى انجام مى دهيد كه شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق شما نسبت به بهشت كجاست ؟
شش : نعمت خدا را خورديد، ولى سپاسگزارى نكرديد.
هفت : خداوند شما را به دشمنى با شيطان دستور داد و فرمود: ((ان شيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا)): شيطان دشمن شماست ، پس ‍ شما او را دشمن بداريد! به زبان با او دشمنى كرديد ولى در عمل به دوستى با او برخاستيد.
هشت : عيبهاى مردم را در برابر ديدگانتان قرار داديد و از عيوب خود بى خبر مانديد (ناديده گرفتيد) و در نتيجه كسى را سرزنش مى كنيد كه خود به سرزنش سزاوارتر از او هستيد.
با اين وضع چه دعايى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى كه شما درهاى دعا و راه هاى آن را بسته ايد پس از خدا بترسيد و عملهايتان را اصلاح كنيد و امر به معروف كنيد و نهى از منكر نماييد تا خداوند دعاهايتان را مستجاب كند. بحارالانوار جلد 93، صفحه 277.

[ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 22:59 ] [ یوسف ]

فضیلت غسل جمعه

  از حضرت رضا(علیه السلام) آمده كه اگر در روز جمعه غسل از دستت برود روز شنبه آن را قضا كن .

 امام صادق (علیه السلام) فرمود : در روز جمعه غسل را از دست مده مگر اينكه بيمار باشى و غسل تو را زيان زند . و فرمود : غسل جمعه را ترك نكند جز فاسقى .

 در وصيت پيغمبر (صلوات الله علیه) به على (علیه السلام) آمده كه اى على ! بر هر كسى است كه در هفته يك روز آن را غسل كند پس در هر جمعه غسل بكن گرچه آب را به بهاى توشه آن روزت فراهم كنى و آن روز را گرسنه بمانى كه هيچ عمل مستحب بزرگتر از آن نباشد . (سفينة البحار)

پیامبر گرامی (صلوات الله علیه) فرمود: کسی که روز جمعه غسل کند گناهان و لغزش های او بخشیده می شود و هنگامی که شروع می کند به راه رفتن و حرکت به طرف نماز جمعه، برای هر گامی که برمی دارد بیست حسنه نوشته و در نظر گرفته می شود.

مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگويد : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له وان محمدا عبده ورسوله اللهم صل علي محمد وآل محمد وا جعلني من التوابين وا جعلني من المتطهرين

 حضرت علی (ع):


ادامه مطلب
[ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ] [ 10:58 ] [ یوسف ]

پوستر ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر

[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 16:44 ] [ یوسف ]
اسرار تسبیحات حضرت زهرا سلام الله

  مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه(س)، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختی است.

 نجات از شقاوت

 امام صادق(ع) می‏ فرماید: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمه علیها السلام کما نامرهم بالصلاه، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقی»( فروع کافی، کتاب الصلاه، ص 343، ح 13)؛ ای ابا هارون! ما بچه‏ های خود را همانطور که به نماز امر می‏ کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(س) نیز امر می‏ کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بندهای که بر آن مداومت نموده است.

 دوری شیطان و خشنودی خدا

 امام باقر (ع) می‏ فرماید: «من سبح تسبیح فاطمه ثم استغفر، غفر له، و هی مائه باللسان، و الف فی المیزان، و یطرد الشیطان، و یرضی الرحمان»( وسائل الشیعه، ج 4، ص 1023، ح 3.)؛ هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(س) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار می ‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خدای رحمان را خشنود و راضی می ‏نماید.

 از امام صادق(ع) روایت است که وقتی انسان در جای خواب خود می‏ خوابد، فرشته‏ ی بزرگواری و شیطان سرکشی به سوی او می‏ آیند، پس فرشته به او می‏ گوید:

 روز خود را به خیر ختم کن و شب را با خیر افتتاح کن، و شیطان می‏گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیحات حضرت زهرا(س) را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را می‏ راند و از او دور می‏ کند، و او را تا هنگام بیداری محافظت می‏کند، پس باز شیطان می‏ آید و او را امر به گناه می‏ کند و ملک او را به خیر امر می‏ کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح آن حضرت را گفت آن فرشته، شیطان را از او دور می‏ کند و حق تعالی عبادت تمام آن شب را در نامه ‏ی عملش می‏ نویسد.( شیطان دشمن دیرینه‏ی انسان، محمد نصیری، ص 136.)

 برائت از دوزخ و نفاق

 بنا بر روایت امام صادق(ع)، تسبیحات حضرت زهرا(س) از جمله‏ی ذکر کثیری است که خداوند در قرآن کریم یاد فرموده است:

 «تسبیح فاطمة الزهراء علیها السلام من الذکر الکثیر الذی قال الله عز و جل: «واذکروا الله ذکرا کثیرا.» و از طرفی رسول گرامی اسلام فرموده است: «من اکثر ذکر الله عز و جل احبه الله و من ذکر الله کثیرا کتبت له برائتان؛ برائة من النار و برائة من النفاق»( اصول کافی، ج 2، ص 499، ح 3.)؛ هر کس ذکر خدای عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد، و هر کس ذکر خدا را بسیار کند برای او دو برائت(منشور آزادی) نوشته شود: یکی برائت از آتش جهنم، و دیگری برائت از نفاق و دورویی.

 لذا تسبیحات صدیقه‏ ی طاهره اگر با شرائطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق می‏ گردد.

[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 11:40 ] [ یوسف ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام .بیاییدتمام سعی وتلاش ما این باشد که مصداق این حدیث باشیم(کونوا لنا زینا ولاتکونوا علینا شینا)
امکانات وب