یاهو
اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

خدایا باران رحمتت را از ما دریغ مگردان

 

سلام وخوش آمدید

 

[ سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ ] [ 19:6 ] [ یوسف ]

دنيا را بد ساخته اند ...

دنيا را بد ساخته اند ...

کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد.

کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري

اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

 به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند

 و اگه یک روز کسی بهت گفت که دوست دارم

 تو سعی نکن بهش بگی دوسش داری

 اگه گفت عاشقته سعی نکن عاشقش باشی

 اگه بهت گفت همه زندگیش تویی

 سعی نکن همه زندگیت باشه

 چون یک روز میاد و بهت میگه که ازت متنفرم

اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی ...

( دکترشريعتي)

[ پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:39 ] [ یوسف ]

سکوت

سکوت، عبادتی است بی رنج، زینتی است که نیازمند پیرایه نیست.

  هیبتی است که محتاج سلطنت نیست.

  حصاری است بی دیوار و پوشاننده تمام عیب هاست.لقمان حکیم

[ پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:38 ] [ یوسف ]

 كم حرف بزن

 یكی  از فضلاء از مرحوم علامه طباطبایی سؤال كرد: چه كنم در نماز حضور قلب داشته باشم؟

مرحوم علامه در پاسخ فرمودند: كم حرف بزن .

پس اگر انسان بخواهد حواسش تمركز یابد و دلش تنها متوجه خدا و محبوبش باشد، باید كم حرف بزند، وقتی زیاد حرف می‏زند توجه‏اش به این سو و آن سو جلب می‏گردد و پراكنده خاطر گشته، نمی‏تواند توجه‏اش را متمركز سازد . پس دوستان خدا سكوت ملازمند، چرا كه دلشان پیوسته متوجه اوست و اگر بخواهند حرف بزنند توجه شان پراكنده می‏گردد

[ پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:37 ] [ یوسف ]

مراقبه ی دائم

اگر آنچه را که دانستيم , عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم , توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود , هرگز خسارت و پشيمانی در ما راه نخواهد داشت ... کوچک و بزرگ بايد بدانيم : راه يگانه برای سعادت دنيا و آخرت , بندگی خدای بزرگ است و بندگی در ترک معصيت در اعتقادات و اعمال است . و ظاهر اين است که ترک معصيت به قول مطلق , بدون (( مراقبه ی دائم )) صورت نمی گيرد .

 ((حضرت آيت الله العظمی بهجت دامت برکاته ))

[ پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:35 ] [ یوسف ]

 پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم:اِذَا رَأَیتُمُ الرَّبِیع فَاکثرُوا ذِکر النُّشُور.
هرگاه بهار را دیدید بسیار از قیامت یاد کنید.

39978

[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 9:52 ] [ یوسف ]

 احادیثی پیرامون عید نوروز :

 در بین احادیثی که درباره نوروز وجود دارد دو حدیث معروفتر از بقیه هستند که یکی از آنها از معلی بن خنیس روایت شده که اخباری را ارائه می دهد و دیگری که در کتاب دعائم الإسلام مطرح شده که به آداب هدیه دادن و هدیه گرفتن اشاره دارد . ما عین روایت اول را خدمت عزیزان عرض خواهیم کرد:

  عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَیسٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع یوْمَ النَّیرُوزِ فَقَالَ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْیوْمَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاک هَذَا یوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَهَادَى فِیهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع وَ الْبَیتِ الْعَتِیقِ الَّذِی بِمَکةَ مَا هَذَا إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِیمٍ أُفَسِّرُهُ لَک حَتَّى تَفْهَمَهُ قُلْتُ یا سَیدِی إِنْ عُلِمَ هَذَا مِنْ عِنْدِک أَحَبُّ إِلَی مِنْ أَنْ یعِیشَ أَمْوَاتِی وَ تَمُوتَ أَعْدَائِی فَقَالَ یا مُعَلَّى إِنَّ یوْمَ النَّیرُوزِ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی أَخَذَ اللَّهُ فِیهِ مَوَاثِیقَ الْعِبَادِ أَنْ یعْبُدُوهُ وَ لَا یشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ أَنْ یؤْمِنُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَنْ یؤْمِنُوا بِالْأَئِمَّةِ ع وَ هُوَ أَوَّلُ یوْمٍ طَلَعَتْ فِیهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْ فِیهِ الرِّیاحُ وَ خُلِقَتْ فِیهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی اسْتَوَتْ فِیهِ سَفِینَةُ نُوحٍ عَلَى الْجُودِی وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی حَمَلَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ‏ ص أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ص عَلَى مَنْکبِهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَیشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَیتِ الْحَرَامِ فَهَشَمَهَا وَ کذَلِک إِبْرَاهِیمُ ع وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی أَمَرَ النَّبِی ص أَصْحَابَهُ أَنْ یبَایعُوا عَلِیاً ع بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی وَجَّهَ النَّبِی ص عَلِیاً ع إِلَى وَادِی الْجِنِّ یأْخُذُ عَلَیهِمُ الْبَیعَةَ لَهُ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی بُویعَ فِیهِ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِیهِ الْبَیعَةَ الثَّانِیةَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی ظَفِرَ فِیهِ بِأَهْلِ نَهْرَوَانَ وَ قَتَلَ ذَا الثُّدَیةِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی یظْهَرُ فِیهِ قَائِمُنَا وَ وُلَاةُ الْأَمْرِ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی یظْفَرُ فِیهِ قَائِمُنَا ع بِالدَّجَّالِ فَیصْلِبُهُ عَلَى کنَاسَةِ الْکوفَةِ وَ مَا مِنْ یوْمِ نَیرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِیهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَیامِنَا وَ أَیامِ شِیعَتِنَا حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَ ضَیعْتُمُوهُ أَنْتُمْ وَ قَالَ إِنَّ نَبِیاً مِنَ الْأَنْبِیاءِ سَأَلَ رَبَّهُ کیفَ یحْیی هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ الَّذِینَ خَرَجُوا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیهِ أَنْ یصُبَّ الْمَاءَ عَلَیهِمْ فِی مَضَاجِعِهِمْ فِی هَذَا الْیوْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ یوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ فَعَاشُوا وَ هُمْ ثَلَاثُونَ أَلْفاً فَصَارَ صَبُّ الْمَاءِ فِی النَّیرُوزِ سُنَّةً الْخَبَرَ ( مستدرک ‏الوسائل ج : ۶ ص : ۳۵۳ ، بَابُ اسْتِحْبَابِ صَلَاةِ یوْمِ النَّیرُوزِ وَ الْغُسْلِ فِیهِ وَ الصَّوْمِ وَ لُبْسِ أَنْظَفِ الثِّیابِ وَ الطِّیبِ وَ تَعْظِیمِهِ وَ صَبِّ الْمَاءِ فِیهِ ) .

  از معلی بن خنیس روایت است که گفت : به محضر امام صادق علیه السلام در روز نوروز وارد شدم که فرمود:  می دانی امروز چه روزی است ؟ گفتم : فدایتان شوم ، این روز روزی است که عجم آن را بزرگ می دارند و در آن هدیه می دهند . ابوعبدالله صادق علیه السلام گفت :

 قسم به بیت عتیقی که در مکه است ( کعبه ) این نیست مگر برای امری قدیمی که آن را برایت می گویم تا آن را بفهمی . گفتم : ای سید من! اگر این از جانب شما آموخته شود برای من دوست داشتنی تر است از اینکه اموات من زندگی کنند و دشمنان من بمیرند .

  پس حضرت فرمود :ای معلی ! روز نوروز روزی است که:

  ۱- الله از بندگان پیمان گرفت که او را عبادت کنند و بر او شریکی قرار ندهند

  ۲- به رسل و حججش ایمان آورند و به ائمه علیهم السلام ایمان آورند

  ۳- اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و بادها در آن وزیدن گرفته اند و زینت زمین در این روز آفریده شده

  ۴- روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی استقرار یافت

  ۵- روزی است که در آن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین را بر شانه هایش گذاشت تا بتهای قریش را از بالای بیت الحرام سنگ زند و بشکند و همینطور است درباره ابراهیم علیه السلام

  ۶- روزی است که نبی صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش امر کرد که با علی علیه السلام به اسم امیرالمؤمنین بیعت کنند و در آن روز بیعت دوم واقع شد

  ۷- آن روزی بود که علی علیه السلام به اهل نهروان ظفر یافت و ذوثدیه ( صاحب دو پستان ) را کشت

  ۸- روزی است که قائم ما و ولاة الأمر ظهور می کنند و آن روزی است که قائم ما علیه السلام بر دجال ظفر می یابد و او را در زباله دانی کوفه به دار می کشد و روز نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن در پی فرج هستیم برای اینکه آن روز از ایام ما و ایام شیعه ماست که عجم آن را حفظ کرده در حالی که شما آن را ضایع کردید .

  و فرمود : نبی ای از انبیاء از پروردگارش سؤال کرد که چگونه این قومی را که خارج شده اند زنده می کند که خداوند به او وحی کرد که بر قبور آنان آب بپاشد. در این روز که اولین روز از سال ایرانیان است پس زنده شدند و زندگی کردند در حالی که تعدادشان سی هزار نفر بود و بدین سان پاشیدن آب در نوروز سنت شد . منبع : ( مستدرک ‏الوسائل ج : ۶ ص : ۳۵۳ ، بَابُ اسْتِحْبَابِ صَلَاةِ یوْمِ النَّیرُوزِ وَ الْغُسْلِ فِیهِ وَ الصَّوْمِ وَ لُبْسِ أَنْظَفِ الثِّیابِ وَ الطِّیبِ وَ تَعْظِیمِهِ وَ صَبِّ الْمَاءِ فِیهِ ) .

 حدیث دوم : پیامبرصلی الله علیه وآله :فَنَیرِزُوا إن قَدَرتُم کُلَّ یَومٍ یَعنی تَهادَوا و تَواصَلُوا فِی اللَّهِ

 اگر می‏توانید هر روز را نوروز کنید ؛ یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشیددعائم الإسلام ، ج ۲ ، ص ۳۲۶

 حدیث سوم :امام صادق‏ علیه السلام :إذا کانَ یَومُ النَّیروزِ فَاغْتَسِل وَ البَسْ أنظَفَ ثِیابِکَ

 هرگاه نوروز فرار رسید ، غسل کن و پاکیزه‏ترین لباس‏هایت را بپوش.وسائل الشیعه ، ج ۵ ، ص ۲۸۸

 حدیث چهارم :از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: در نوروز غسل کن و تمیزترین لباسهاى خود را بپوش و به بهترین عطر خود را خوشبو کن و این روز را روزه بگیر.(وسایل الشیعه، ج ۸، ص ۱۷۲ و ؛۱۷۳ میزان الحکمه، ج ۷، ص ۱۳۳)

  و به استناد این دستور بسیارى از فقها همچون: مرحوم نائینى، صاحب جواهر، آیت الله حکیم و امام خمینى(ره) غسل روز عید نوروز را به عنوان یک تکلیف مستحبى و یک دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصیه قرار داده‏ اند.

  توصیه شیخ طوسی : شیخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندى چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) مى خوانى رکعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره «کافرون» رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان ۵۰ ساله ات را ببخشد. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏۳۷۶

التماس دعا

[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 9:44 ] [ یوسف ]

    نکته های قرآنی

 1-خداوند دو پیامبر را امتحان کرد .

یکی حضرت سلیمان در اوج غنا و ثروت و دیگری حضرت ایوب در اوج فقر و هر دو در این امتحان پیروز و موفق شدند.

2-قرآن از دو فرزند پیامبر یاد می کند .

یکی حضرت اسماعیل که مظهر تسلیم در برابر فرمان خدا بود و دیگری پسر حضرت نوح که مظهر تمرد و طغیان بود.

3-دو نوع عشق و محبت از دو ملکه در قرآن یاد شده .

 یکی زن فرعون و دیگری زن عزیز مصر .

زن فرعون به خاطر خدا عاشق را موسی شد ودر عاقبت به موجب پایداری در مسیر عقیده اش  به وسیله فرعون به سخت ترین وجه به شهادت رسید. عشقی هم که زلیخا « همسر عزیز مصر » به حضرت یوسف پیدا کرد اما چون عشق اواز روی هوی و هوس بود و حضرت یوسف زیر بار هوس نرفت زلیخا او را به زندان افکند و به او تهمت و افترا بست و عاقبت سر از رسوایی و ندامت در آورد .

آری عشق خدا پشیمانی ندارد ولی عشق مادی و دنیائی هم پشیمانی دارد و هم رسوائی.

[ چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:28 ] [ یوسف ]

«يك دستور بهداشتي از قرآن»

 مفسر بزرگ ما مرحوم «طبرسي» در تفسير مجمع البيان مطالب جالبي نقل مي‌كند كه هارون الرشيد يك طبيب مسيحي داشت كه مهارت او در طب معروف است.

روزي اين طبيب به يكي از دانشمندان اسلامي گفت:

من در كتاب آسماني شما چيزي از طب نمي‌يابم، در حاليكه دانش مفيد بر دو گونه است: 1) علم اديان. 2) علم ابدان.

آن دانشمند در پاسخش چنين گفت: خداوند همه‌ي دستورات طبي را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است. مي‌فرمايد كه: «َكُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» (اعراف/31) «بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد» و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «الْمَعِدَةُ بَيْتُ الْأَدْوَاءِ وَ الْحِمْيَةُ رَأْسُ الدَّوَاءِ وَ عَوِّدْ كُلَّ بَدَنٍ مَا اعْتَادَ» (بحارالأنوار/ج59 /ص75) معده خانه‌ي همه‌ي بيماري‌هاست و امساك سرآمد همه‌ي داروها و آنچه بدنت را عادت داده‌اي «از عادت صحيح و مناسب» آن را از او دريغ مدار.

طبيب مسيحي هنگامي كه اين سخن را شنيد گفت: «ما تَرَكَ كتابَكُم و لا نَبيَّكُم لجالينوس طبّا»؛ قرآن شما و پيامبرتان، براي جالينوس و طبيب معروف طبي باقي نگذارده است.

كساني كه اين دستورات را ساده مي‌انگارند، خوب است در زندگي خود آن را بيازمايند تا به اهميت و عمق آن آشنا شوند و معجزه‌ي رعايت اين دستورات را در سلامت جسم و تن ببينند. تفسير نمونه جلد ششم، صفحه 153

[ چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:27 ] [ یوسف ]

http://up.fadac.ir/up/karballa/Pictures/ahlebeit/h-zahra/01/shahadate_hazratezahra07.jpg

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:9 ] [ یوسف ]

روضه حضرت زهرا(س) از زبان مبارك خودشان

ديلمي مي‏گويد: زهرا(س) ماجراي خود را به تفصيل بيان فرموده است. از جمله فرمود:

«... سپس قنفذ را با عمر بن خطاب و خالد بن وليد به خانه ما فرستادند تاپسرعمويم علي را براي بيعت زيانبار خود به سقيفه بني‏ساعده بيرون برند. عليكه مشغول انجام وصيّت رسول خدا(ص)، درباره همسران او، تأليف قرآن و پرداختهشتاد هزار درهم به سفارش آن حضرت بود، با آنان بيرون نرفت.
پس هيزم زيادي در مقابل در خانه ما جمع كردند و آتش آوردند تا خانه، و مارا به آتش كشند. من پشت در ايستادم و آنان را به خدا و پدرم قسم دادم كهدست از ما بردارند و ما را ياري كنند.
عمر، تازيانه را از دست قنفذ - غلام ابوبكر - گرفت و با آن به بازويم زد،چنان كه تازيانه همچون بازوبند به دور بازويم حلقه زد. عمر لگدي به دركوبيد و آن را به طرف من فشار داد و من كه آبستن بودم، به صورت روي زمينافتادم. آتش شعله مي‏كشيد و صورتم را مي‏گداخت. عمر چنان به صورتم سيلي زدكه گوشنواره‏ام بر زمين افتاد و درد زايمان به سراغم آمد. پس محسن را كشتهبي‏گناه سقط كردم. اين است امّتي كه مي‏خواهد بر من نماز بخواند؟! در حاليكه خدا و رسول از آنان بيزاري جسته‏اند. من نيز از آنان برائت مي‏جويم».بحار الانوار، ج 30، ص 348 - 350، به نقل از ارشاد القلوب ديلمي.

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:3 ] [ یوسف ]

فاطمه سلام الله  از زبان پیامبرصلی الله

 پيامبر اسلام مى فرمايد:
دخترم فاطمه ، بانوى بانوان اولين و آخرين هر دو جهان است .
فاطمه پاره وجود من است .
فاطمه نور ديدگان من است .
فاطمه ميوه دل من است .
فاطمه روح و جان من است .
فاطمه حوريه اى است ، در چهره انسان .
هنگامى كه او در محراب عبادت ، در برابر پروردگارش مى ايستد، نور وجودش به فرشتگان آسمان مى درخشد، همان گونه كه ستارگان به زمينيان مى درخشند.
خداى مهربان به فرشتگان مى فرمايد:
هان اى فرشتگان من ! به بنده شايسته ام (فاطمه ) بنگريد! كه در درگاهم قرار گرفته است و از خوف و وحشت به خود مى لرزد. فاطمه با تمام وجود مشغول پرستش من است . اينك شما را شاهد مى گيرم شيعيان او را از آتش ‍ دوزخ امنيت بخشيدم . بحارالانوار جلد 43 صفحه 174.

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:2 ] [ یوسف ]

عظمت حضرت فاطمه سلام الله علیه

 جابربن عبدالله انصارى (صحابه ارزشمند پيامبر) مى گويد:
به امام باقر عليه السلام گفتم :
فدايت شوم ! تقاضا مى كنم حديثى در مورد عظمت مادرت فاطمه برايم بفرماييد كه هر وقت آن را براى پيروان شما خاندان رسالت باز گفتم ، شاد و خرسند شوند.
امام باقر فرمود:
پدرم از رسول خدا نقل كرد كه پيامبر فرمود:
وقتى كه روز قيامت فرا مى رسد براى پيغمبران الهى منبرهايى از نور نصب مى شود كه در ميان آنها منبر من بلندترين منبرها خواهد بود. آنگاه خداوند مهربان مى فرمايد:
اى پيامبر برگزيده ام ! سخنرانى كن ! و من آن روز چنان سخنرانى مى كنم كه هيچ كس حتى پيامبران و سفيران الهى نيز همانند آن را نشنيده باشند.
سپس منبرهايى براى جانشينان پيغمبران نصب مى شود و در ميان آنها منبر جانشين من ((على )) از همه منبرها بلندتر است آنگاه خداوند به او دستور مى دهد سخنرانى كند و او سخنرانى مى كند كه هيچ كدام از جانشينان پيغمبران خدا مانند آن را نشنيده باشند.
پس از آن براى فرزندان پيامبران ، منبرهايى از نور نصب مى شود و براى دو فرزندم و دو گل باغ زندگى من ((حسن و حسين )) منبرى مى گذارند و از آنان درخواست مى شود سخنرانى كنند و آن دو نور ديده ام سخنرانى خواهند كرد كه هيچ يك از فرزندان پيغمبران نشنيده اند.
سپس فرشته وحى ، جبرئيل امين ندا مى دهد كه ((فاطمه )) دختر گرامى پيامبر كجاست ؟
آنگاه فاطمه پا مى شود.
از جانب خداوند ندا مى رسد


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:1 ] [ یوسف ]

سه احتمال قوی درباره مدفن حضرت زهرا(س)

بر اساس روایات متعدد، خود حضرت فاطمه تصمیم گرفته بودند که قبرشان مخفی بماند و از همین رهگذر بود که علی بن ابی طالب ، حضرت را در تاریکی شب به خاک سپرد و قبرش را مخفی قرار داد و برای اینکه دشمنان نتوانند موضع حقیقی قبر را تشخیص دهند ، صورت چهل قبر تازه در مدینه احداث کرد تا کسی نتواند در این باره گمانه زنی کند.
احتمال اول
 بین خانه و منبر پیامبر
 یکی از گزینه‌های قوی در خصوص موضع قبر حضرت فاطمه(س) بین منبر و خانه رسول خدا در مسجد النبی است که به روضه رسوال الله معروف است.
 علامه مجلسی از محمد بن همام نقل کرده: «علی (ع) فاطمه را در روضه پیامبر مدفون ساخت ولی آثار قبر را بکلی از بین برد.»  و باز مجلسی از فضه کنیزه زهرا (س) روایت کرده که در روضه رسول خدا (ص) بر فاطمه نماز خواندند و همانجا مدفون شد.
 شیخ طوسی در این باره می فرماید:« ظاهرا فاطمه (س) را در روضه پیغمبر دفن کرده اند و از جمله شواهدی که می توان برای این احتمال اقامه کرد ، حدیثی است که از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود:« بین قبر من و منبرم روضه ای است از روضه های بهشت.» در کتاب معانی الاخبار شیخ صدوق روایت مهمی در این خصوص ذکر شده است، در صفحه ۲۶۷ این کتاب آمده:« از امام صادق سوال شد چرا پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند ما بین قبرو  منبرم باغی از باغ‌ها بهشت است؟ امام جواب دادند چون که قبر فاطمه (س) در این موضع قرار دارد، قبر مادر ما باغی از باغ‌های بهشت است و دری از بهشت به آن باز می‌‌شود.» با این حال مرحوم صدوق پس از نقل این روایت می‌نویسد:«این روایت فقط نقل شده و  قابل تایید نیست، من برای بیان منظورم آن را آورده‌ام.» ابن شهر اشوب نیز  از شيخ طوسى نقل كرده است: «آن حضرت را در روضه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله زيارت مى كنى زيرا همانجا محل دفن حضرت زهراست».
 احتمال دوم

ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 10:0 ] [ یوسف ]

گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)

 1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

7 ـ شیعه على در قیامت

پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)

9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)

رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

10 ـ حجاب فاطمه

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 9:57 ] [ یوسف ]

وصيت‏هاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با امير المؤمنين عليه السلام‏

اى على خدا سه كس را نفرين فرموده: آنكه توشه‏ ى خود را تنها بخورد، كسى كه تنها سفر كند، كسى كه تنها بخوابد .

اى على در سه جا دروغ گفتن جايز است:  فريب در جنگ، وعده دادن تو همسرت را و وفا نكردن، اصلاح بين مردم و سه طايفه است كه همنشينى آنها دل را مى‏ميراند، همنشينى پست‏ها، هم‏نشينى ثروتمندان، سخن گفتن با زنان.

اى على سه چيز است كه از مسلميات ايمان است: بخشش در تنگدستى، انصاف دادن مردم از طرف خود، آموختن دانش بدانشجو.

اى على سه چيز است اگر در كسى نباشد كردارش ناتمام است پارسائى كه او را مانع از نافرمانى خداى عز و جل شود. خوئى كه با آن بمردم مدارا كند، بردبارئى كه بوسيله آن نادانيى نادان را بر گرداند.

اى على براى مؤمن سه نوع شادمانيست در دنيا: زيارت برادران، افطار كردن روزه‏ دار، بيدارى در آخر شب.

اى على از سه چيز ترا باز مى‏دارم: حسد، آز، بزرگ منشى.

اى على چهار چيز نشانه‏ ى بدبختى است: خشكى چشم، سختى دل، آرزوى دراز دوستى باقيماندن در دنيا.

اى على سه چيز درجه است، سه چيز گناه را اندك نمايد و سه چيز نابود نابودكننده است و سه چيز نجات دهنده است. آن سه كه درجه است: وضو گرفتن بامداد سرد، انتظار نماز كشيدن بعد از نماز و رفتن در شب و روز بسوى مردم.

اما آن سه كه گناه را ناچيز ميكند: بلند سلام كردن، طعام دادن، شب زنده دارى كردن. آنها كه نابودكننده‏ اند: آزى كه از آن پيروى شود هواى نفسى كه از آن اطاعت شود، خودپسندى مرد. آنها كه نجات بخش است: بيم از خدا در نهان و آشكار، ميانه ‏روى در دارائى و نادارى، سخن عدل در حال خوشنودى و خشم.

اى على شير رضاعى پس از آنكه از شير باز شد، نيست و خواب بعد از احتلام نيست.

اى على دو سال راه برو براى احسان پدر و مادر، يك سال براى پيوند خويشاوندى دو كيلومتر براى عيادت مريض، چهار كيلومتر براى تشييع جنازه شش كيلومتر براى پذيرفتن دعوت، هشت كيلومتر بر و ديدار كن برادرت را در راه خدا، ده كيلومتر براى فريادرسى گرفتار، شش كيلومتر براى يارى ستم ديده و بر تو باد بطلب آمرزش.

اى على براى مؤمن سه نشانه است: نماز، زكاة، روزه. براى ولخرج سه علامات است: روبرو چاپلوسى ميكند، پشت سر بدگوئى نمايد، هنگام مصيبت دشنام ميدهد. ستمگر سه نشانه دارد بزير دستش ستم كند، بالا دستش را نافرمانى كند پشتيبانى كند ستمگران را. براى ريا كار سه نشانه است: شادمان است هر گاه در پيش مردم است، افسرده است هر گاه تنها باشد، دوست دارد او را در كارهايش ستايش كنند. براى آدم دو رو سه نشانه است: در سخن دروغ گويد، هر گاه وعده دهد وفا نكند، هر گاه امين شود خيانت كند.

اى على شش چيز است فراموشى آورد: سيب ترش خوردن، قشنيز، پنير، نيم خورده‏ى موش، خواندن سنگهاى گورستان، راه رفتن ميان دو زن، شپش را دور انداختن، حجامت در گودى پشت، ادرار كردن در ميان آب ايستاده.

اى على خوشى در سه چيز است: خانه‏ ى وسيع، كنيز خوشگل، اسبى كه شكمش لاغر است.

اى على اگر فروتن در ته چاه باشد خداوند بادى را ميفرستد تا او را بر فراز سر خوبان بلند كند در سلطنت بدان،

اى على كسى كه بغير آقاهايش نسبت داده شود پس بر او باد نفرين خدا و هر كس مزد كارگرى را ندهد نفرين خدابر او باد و اگر كسى را بكشد يا قاتلى را پناه دهد لعنت خدا بر او باد.

     كتاب الروضة در مبانى اخلاق، ص: 59و58

[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:32 ] [ یوسف ]

وصيت‏هاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با امير المؤمنين عليه السلام‏(4)

اى على سزاوار نيست براى عاقل كوچ كند مگر براى اصلاح معاش و توشه قيامت و لذت در غير حرام، سه چيز از خوى جوانمردهاست در دنيا و آخرت:

گذشت از كسى كه بر تو ستم كرده، پيوند كردن با كسى كه از تو بريده، چشم‏ پوشى از كسى كه بر تو نادانى كرده.

اى على پيشى گير بچهار چيز پيش از چهار چيز، جوانيت پيش از پيرى، تندرستى را پيش از مريضى، دارائى را پيش از نادارى، زندگى را پيش از مردن.

اى على خوش ندارد خداى عز و جل براى امت من :بازى كردن در نماز را،


ادامه مطلب
[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:48 ] [ یوسف ]

آخرین توصیه علامه طباطبایی

 از قول همسر علامه نقل كردند كه لحظه مرگ، ایشان چشم‏ها را باز كرد و به گوشه‏ای خیره شد و آن گاه سه مرتبه فرمود: توجه! توجه! توجه! و از دنیا رفتند.

آیت الله جوادى آملى ، كه توفیق شاگردی حضرت علامه را داشتند از آن سالها می‌گوید: یادم هست سال 1350 بود كه مى‌خواستم به مكه مشرف شوم ، مصادف با زمستان بود.

 آن روز هم هوا سرد بود و برف مى‌بارید، رفتم براى عرض سلام و تودیع و خداحافظى، در زدم؛ علامه تشریف آوردند دم در؛ عرض كردم، عازم بیت الله الحرام هستم، براى عرض سلام و خداحافظى آمده‌ام و افزودم، نصیحتى بفرمایید كه به كارم بیاید، توشه‌ام باشد در این سفر. این آیه ى مباركه را براى نصیحت به عنوان زاد راه قرائت كردند:

 خداى سبحان مى فرماید:فاذكُرونى اَذكُركُم ؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم!

 و ادامه دادند و فرمودند: به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایى مى یابد و اگر در كارى مانده است ، خداوند نمى گذارد عاجز شود و اگر در مشكل اخلاقى گیر كرد، خدایى كه داراى اسماء حسنى است و متصف به صفات عالیه ، البته به یاد انسان خواهد بود!) یادها و یادگارها به نقل ازپایگاه حوزه)

 مراقبت از خود

 قبل از خواب، اعمالی را كه در طول روز انجام داده اید بررسی كنید، هر یك از اعمالتان كه خوب بود خدی را برای آن سپاس گویید و توفیق انجام بهتر آن را در روز بعد از خداوند بخواهید، اگر خدای نكرده تقصیر و یا خطایی مرتكب شده بودید، فورا توبه كنید و تصمیم بگیرید كه دیگر آن را انجام ندهید .

 اگر دیدید خلاف های شما متعدد است، تصمیم بگیرید فردا آن را كم كنید . مراقبه و محاسبه باید همیشه باشد .

 نگهبان درونی

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:38 ] [ یوسف ]

    علامه مجلسي

يكي از سالكين، عالم بزرگ و عارف رباني ملامحمد تقي مجلسي ـ رضوان الله عليه ـ مي باشد. او مي نويسد:

آنچه اين بنده از دوران رياضت و خودسازي دريافته ام مربوط است به زماني كه به مطالعة تفسير اشتغال داشتم. شبي در بين خواب و بيداري حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مشاهده كردم، با خود گفتم شايسته است در كمالات و اخلاق آن حضرت خوب دقت كنم. هر چه بيشتر دقت كردم عظمت و نورانيت آن جناب گسترده تر مي شد، بطوريكه نورش همه جا را فرا گرفت. در اين هنگام بيدار شدم (بخود آمدم) به من الهام شد كه خُلق رسول خدا قرآن مي باشد، بايد در قرآن بينديشم. پس هرچه بيشتر در آيه اي دقت مي كردم حقائق بيشتري نصيبم مي شد، تا اينكه يك دفعه حقائق و معارف فراواني بر قلبم فرود آمد. پس در هر آيه اي كه تدبر مي كردم چنين موهبتي بر من عطا مي شد. البته تصديق اين مطلب براي كسي كه به چنين توفيقي دست نيافته دشوار بلكه عادةً غير ممكن است. ليكن مقصود من راهنمايي و ارشاد برادران في الله مي باشد.

دستور رياضت و خودسازي عبارت از اين است كه: سخنان بي فايده بلكه از غير ذكر خدا خودداري كند.

استفادة از مأكولات و مشروبات و لباسهاي لذتبخش و منكوحات و منازل زيبا و راحت را ترك كند. (و به مقدار ضرورت اكتفا نمايد).

از معاشرت با غير اولياء خدا دوري جويد.

از خواب زياد اجتناب نمايد و ذكر خدا را با مراقبت كامل ادامه دهد.

اولياء خدا تداوم بر ذكر «يا حي يا قيوم، يا من لا له الا انت» را تجربه كرده و نتيجه گرفته اند. من نيز همين ذكر را تجربه نمودم، ليكن ذكر من غالباً «يا الله» است، با خارج ساختن غير خدا از قلب و با توجه كامل به جانب خداي متعال.

البته آنچه بسيار مهم است ذكر خدا با مراقبت كامل مي باشد، و ساير امور به پايه ذكر نمي رسد. اگر اين عمل تا مدت چهل شبانه روز ادامه يابد درهايي از انوار حكمت و معرفت و محبت بر سالك گشوده مي شود. آنگاه به مقام فناء في الله و بقاء بالله ترقي مي كند.[روضة المتقين / ج 13، ص 128.]

ابراهيم اميني، تلخيص از كتاب خودسازي، ص 231 ـ 238

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:31 ] [ یوسف ]

شیخ شوشتری: دیگ سفید می‌کنیم!

 در حالات مرحوم شیخ جعفر شوشتری -که از اعاظم علمای گذشته بوده- نقل شده است: در شوشتر رسم بوده که ایام عید نوروز که مردم به تنظیف خانه‌ها و تعمیر و نوسازی وسایل زندگی می‌پرداختند، مسگرها که کارشان اصلاح ظرف‌های فرسوده بود در کوچه‌ها می‌گشتند و صدا می‌زدند: دیگ سفید می‌کنیم، دیگ سفید می‌کنیم. مقصودشان این بود دیگ‌هایی را که در طول سال‌ در خانه‌ها کار کرده و سیاه شده است بگیرند و سفید کنند. در آن ایام مرحوم شیخ جعفر روزی در میان جمعیت عظیمی منبر رفت، تا روی منبر نشست بعد از حمد و ثناء و صلوات فرمود:

 «ایها الناس! قدراً نُبیّض، قدراً نبیض؛ ای مردم، ما دیگ سفید می‌کنیم، دیگ سفید می‌کنیم».

 مقصودش این بود دیگ‌ دل‌ها بر اثر نافرمانی‌ها و بدعملی‌ها سیاه شده است، آیا وقت آن نرسیده که این دل‌های سیاه را سفید کنیم؟ مردم، شما که دیگ‌های آشتان را در این ایام سفید می‌کنید، آیا دیگ‌های جانتان نیاز به سفید کردن ندارد؟

 نقل شده است این حرف چنان دگرگونی و انقلاب در دل‌های شنوندگان ایجاد کرد که مجلس یک تکان خورد و صدای ناله و شیون از مجلسیان برخاست!

 شیخ روز دیگری هم بالای منبر نشست و گفت: الان که از منزل به مسجد می‌آمدم، بین راه چهارپایی را دیدم باری سنگین بر دوشش گذاشته بودند، آن زبان‌بسته نفس‌زنان آن بار سنگین را می‌کشید و می‌برد، دلم به حال آن حیوان سوخت، همچنان به او نگاه می‌کردم تا مقابل خانه‌ای رسید و بار از دوشش برداشتند. او که نفسی راحت کشید، نگاهی به من کرد، دید من با ترحم به او نگاه می‌کنم. به من گفت: ای شیخ برو به حال زار خودت گریه کن! من که با هر زحمتی بود بارم را به مقصد رساندم و راحت شدم، اما تو با این کوله‌بار سنگین گناهان کی و چگونه به مقصد خواهی رسید تا راحت شوی؟!

 آنگاه فرمود: آری ای مردم، این الاغ است که وقتی کنار یک نهر آب می‌رسد و می‌بیند که نمی‌تواند از آن عبور کند، قدم از قدم برنمی‌دارد اما تو ای انسان کنار جهنم سوزان می‌رسی بی‌پروا جلو می‌روی، آن حیوان خود را به آب نمی‌زند اما تو خود را به آتش می‌زنی.

 این سخنان به ظاهر ساده را گوینده از دلی پاک و نیتی صاف می‌گفت و شنونده هم با قلبی آماده و حق‌پذیر می‌گرفت، دو سیم دل متناسب به هم می‌رسیدند و جذبه‌ مغناطیسی دل‌های پاک و نیت‌های صاف سبب تأثیر و تأثر می‌گشت و جرقه‌ای می‌زد و روشنایی ایمان در جان‌ها پیدا می‌شد. اما امروز چه عرض کنم که گوینده و شنونده در چه وضع و حالی هستیم.

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:21 ] [ یوسف ]

سخن عارفان 

  -  يكى از اصحاب حال ، روزى به يارانش مى گفت : اگر به ورود به بهشت و گزاردن دو ركعت نماز مخير مى شدم ، گزاردن دو ركعت نماز را بر مى گزيدم او را گفتند: چگونه ؟ گفت : زيرا كه در بهشت به حظ خود مشغول خواهم شد و در گزاردن دو ركعت نماز، به حق پرورگار خويش .

-چون جالينوس در گذشت ، در جيب او نامه اى يافتند كه در آن نوشته اى بود: نادان ترين نادانان ، آن است كه شكمش را به آن چه كه يابد، پر كند. آن چه مى خورى ، به جسمت مى پيوندد و آن چه به صدقه مى دهى به روحت . و آن چه از پس مى گذارى ، از آن ديگريست . نيكوكار زنده است هر چند كه به جهان ديگر برود و بدكار مرده ايست ، هر چند كه به دنيا بماند قناعت حجاب بينوايى است . و شكيبايى كارها را سامان مى دهد# انديشه درست ، كارهاى كوچك را بزرگ مى كند و براى فرزندان آدم چيزى را بهتر از توكل بر خدا نديدم .

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:16 ] [ یوسف ]

وصيت‏هاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با امير المؤمنين عليه السلام‏

اى على سزاوار است كه در مؤمن هشت خصلت باشد: سنگينى در برابر سختى‏ها و فتنه ‏ها، بردبارى در بلا، سپاسگزارى در آسايش، قناعت كردن بآنچه خداى عز و جل روزى فرموده، بر دشمنان ستم نكند، عدالت كردن بر دوستان، تنش از خودش در آزار ولى مردم از او در آسايش باشند.

اى على چهار نفر است كه دعايشان رد نميشود: رهبر دادگر، دعاى پدر براى فرزندش. دعا كردن مرد براى برادر دينش پشت سر او دعاى ستمديده.

خداى عز و جل ميفرمايد سوگند بعزت و بزرگيم همانا ترا يارى مى‏كنم گر چه پس از مدتى باشد.

اى على هشت نفرند اگر توهين شدند جز خودشان كسى را نكوهش نكنند كسى بدون دعوت سر سفره‏اى برود، كسى كه بصاحب خانه فرمان بدهد، تا كسى كه توقع نيكى از دشمن داشته باشد، و كسى كه از مردمان پست توقع خوبى دارد، كسى كه در سخن سرى بين دو نفر خودش را وارد كند و آنها او را وارد نكنند، كسى كه پادشاه را سبك شمارد، كسى كه در مجلسى كه در خور او نيست بنشيند، كسى كه حرفش را گوش نميدهند حرف بزند.

اى على خدا بهشت را حرام كرد. بر آنان كه خيلى فحش ميدهند و باكى ندارند از هر چه بگويند يا در باره ‏شان گفته شود.

اى على خوشا بحال كسى كه عمرش طولانى شود و كردارش نيك گردد.

اى على شوخى مكن كه آبرويت را ميبرد، دروغ مگو كه نور چهره‏ ات را مى‏زدايد، و از دو خصلت پرهيز كن بى‏قرارى و سستى پس همانا تو اگر بى‏قرارى كنى نمى‏توانى بر حق بردبار باشى و اگر سستى كنى حقى را ادا نمى‏كنى.

اى على براى هر گناهى توبه‏ايست مگر خوى بد زيرا كه صاحبش از هر گناهى كه بيرون آيد در گناه ديگرى وارد مى‏شود.      

اى على در مجازات چهار چيز شتاب مى‏شود: مرديكه بتو نيكى كند در برابر بدى كنى، مرديكه بر او ستم نكنى او بر تو ستم بكند مردى كه با او پيمان بندى و به پيمانت وفا كنى او تو را بفريبد، مرديكه باو پيوند كنى او ببرد.

اى على هر كس بى‏تابى بر او پيروز شود آسايش از او كوچ كند.

اى على دوازده خصلت است كه براى مسلمان سزاوار است آنها را ياد بگيرد هنگامى كه سر سفره مينشيند چهار تاى از آنها واجب است، چهار تا مستحب، چهارتا ادب، اما واجب شناختن غذا و بسم اللَّه گفتن، سپاسگزارى، خوشنود شدن بامر خدا، امّا مستحب نشستن بر پاى چپ، خوردن با سه انگشت، از جلو خود خوردن، ليسيدن انگشتها اما آنچه كه ادب است لقمه كوچك، جويدن غذا، كم نگاه كردن بچهره‏ ى حاضرين، شستن دو دست.

اى على خداى عز و جل بهشت را از دو خشت آفريد يكى طلا و ديگرى نقره ديوارهايش را ياقوت و سقفش را زبرجد و ريگهايش را لؤلؤ و خاكش را از زعفران و عطر اذفر قرار داد بعد بهشت را فرمان داد كه سخن با من بگو و سپس بهشت گفت: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»، مسلم خوشبخت است كسى كه وارد من شود، خداى جل جلاله فرموده: سوگند بعزت و بزرگيم وارد بهشت نميكنم كسى كه باده‏گسارى را ادامه ميدهد، وارد نميكنم سخن چين و همكاران سلطان را و نه مردى كه خود را شبيه زن كند و نه كسى كه گور را مى‏شكافد و نه گمركچى و نه كسى كه پيوند خويشاوندى نكند و نه قدريه  را.

اى على كافرند بخداى بزرگ ده طايفه از اين امت: سخن چين، ساحر ديوث و كسى كه در مقعد زنى بحرام دخول كند و نزديك‏ شونده بچهار پا، ازدواج‏ كننده‏ ى با محرم خود، سخن چين در ميان دو نفر، فروشنده‏ ى اسلحه بكفار، منع‏ كننده زكاة، كسى كه استطاعت پيدا كند و بحج نرود.

 اى على وليمه‏ اى نيست مگر در پنج چيز ،در عروسى، در وقتى كه خدافرزندى ميدهد، ختنه كردن فرزند، خريدن منزل، برگشتن از سفر حج. كتاب الروضة در مبانى اخلاق، ص: 55/54

 

[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:11 ] [ یوسف ]

 وصيت‏هاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به امير المؤمنين عليه السلام

از نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است كه فرمود:

اى على ترا سفارش ميكنم سفارشى كه آن را حفظ كن كه هميشه نيك است آنچه را كه حفظ كرده‏ اى‏  سفارش من‏.

اى على اين است هر كس خشمش را فرو برد و حال اينكه توانائى بر دوامش داشته باشد عوض دهد خدا او را ايمنى و ايمانى كه مزه‏ اش را بچشد.

اى على كسى كه هنگام مردن سفارش نيك نكند مروتش كم باشد و مالك شفاعت نميشود.

اى على بهترين پيكار، پيكار كسى است كه بامداد كند و همت به ستم نمودن هيچ كس نگمارد.

اى على هر كس مردمان از زبانش بيمناك باشند پس او از اهل آتش است،

اى على بدترين مردم كسى است كه بواسطه شرارتش او را گرامى دارند. اى على بدترين مردم كسى است كه آخرتش را بدنيايش بفروشد و بدتر از اين كسى است كه آخرتش را بدنياى ديگرى بفروشد.

اى على پذيرفته نميشود پوزش كسى كه خودش را تبرئه ميكند راستگو باشد يا دروغگو شفاعت من شاملش نميشود.

اى على همانا خداى عز و جل دوست دارد دروغ در آشتى را و دشمن دارد راست گفتن در فساد را.

اى على هر كس واگذارد نيكى را براى غير خدا، خداوند او را از شراب مهر كرده بچشاند، سپس على عرضكرد براى غير خدا؟ فرمود: بلى بخدا سوگند كسى كه واگذارد آن را براى نگهدارى نفسش خدا او را برين عمل سپاس كند.

اى على باده‏ گسار مانند پرستش‏ كننده‏ ى بت است.

اى على خدا نماز باده‏ گسار را تا چهل روز نمى‏پذيرد و اگر در آن چهل روز بميرد كافر مرده است.

اى على هر مست‏كننده‏اى حرام است و آنچه كه زيادش مست كند جرعه‏ اى از آن هم حرام است.

اى على تمام گناهان در خانه‏ اى قرار داده شده و كليد آن خانه نوشيدن شراب قرار داده شده.

اى على ساعتى بر باده‏ گسار بيايد كه در آن ساعت پروردگارش را نمى‏شناسد.

اى على كندن كوههاى استوار را از جا آسانتر است از كندن پادشاهى چند روزى كه از دورانش كم نشده‏

اى على كسى كه فايده دينى و دنيائى از او نبرى خيرى در همنشينى او نيست و كسى كه مراعات حق ترا نكند حق او را مراعات‏ مكن و گرامى مدار.                       كتاب الروضة در مبانى اخلاق، ص: 53و52

[ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:59 ] [ یوسف ]

وصيت‏هاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به امير المؤمنين عليه السلام‏(1)

1- فرمود ابو عبد اللَّه عليه السلام: در آنچه كه وصيت و سفارش مى‏كرد به آن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم على را.

اى على ترا نهى ميكنم از سه خصلت بزرگ: حسد، آز، دروغ.

اى على بزرگترين كردارها سه خصلت است: انصاف دادن تو مردم را از طرف خودت، همكارى كردن تو برادر را در راه خداى عز و جل و ياد كردن تو خداى تبارك و تعالى را در هر حال.

اى على در دنيا سه شادمانى است از براى مؤمن:

ملاقات كردن برادران را، باز نمودن روزه را، شب‏زنده‏دارى آخر شب.

اى على سه چيز است كسى كه در او نباش بپا داشته نميشود براى او عملى پرهيز كارى كه او را از گناه كردن مانع مى‏شود و خوئى كه به آن با مردم مدارا كند، و بردباريى كه بر گرداند بوسيله آن نادانى نادان را.

اى على سه خصلت از حقيقت‏هاى ايمان است: بخشش در تنگدستى، انصاف دادن مردم را از طرف خودت و بخشيدن دانش را براى دانشجو.

 اى على سه خصلت از خوى نيك است: ببخشى بكسى كه ترا محروم كرده، پيوند كنى كسى كه از تو بريده، درگذرى از كسى كه ترا ستم نموده.

2- از على بن ابى طالب از نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه آن حضرت در سفارشش براى على فرمود، سه چيز است اگر كسى خدا را با آن سه ديدار كند از بهترين مردم است كسى كه واجبات خدا را انجام دهد او عابدترين مردم است و كسى كه خوددارى كند از حرامهاى خدا او پرهيزكارترين مردم است، كسى كه قناعت كند بآنچه روزى كرده او را خدا پس از ثروتمندترين مردم است.

اى على سه چيز است كه آنها را اين امت توانائى ندارند همكارى با برادر در مالش، انصاف دادن مردم را از طرف خودش، يادآورى خدا را در تمام حالات و آن ذكر «سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر» نيست ولى هر گاه وارد شود آنچه را كه بر او حرام مى‏شود بيمناك باشد خداى عز و جل را در نزد خدا و حرام را واگذارد.

اى على سه چيز است كه بيم ديوانگى دارد قضاى حاجت در گورستان، راه رفتن در يك كفش، خوابيدن مرد تنها.

اى على سه طايفه است كه هم‏نشينى آنها دل را مى‏ميراند: همنشينى مردمان پست، همنشينى ثروتمندان، سخن گفتن با زنان.

اى على سه چيز است حافظه را زياد ميكند و مرض را ميبرد: كندر، مسواك نمودن، خواندن قرآن.

اى على سه چيز از وسواس است: خاك خوردن، ناخن گرفتن بدندان، گرفتن محاسن را بدهن.

اى على ترا از سه خصلت باز ميدارم: حسد، آز، كبريائى.

اى على سه چيز است كه دل را سخت ميكند: شنيدن موسيقى، دنبال شكار رفتن، در خانه‏ ى سلطان آمدن.

اى على زندگى خوش در سه چيز است خانه‏ ى وسيع، كنيز زيبا، اسب شكم لاغر.   كتاب الروضة در مبانى اخلاق، ص: 51

[ جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 16:54 ] [ یوسف ]

خداوند خطاب یه انسان

خدای بزرگ می فرماید:

-ای فرزند آدم!

ملائکه من شب و روز مواظب تو هستند، آنچه را می گویی و انجام می دهی، کم یا زیاد، همه را می نویسند. آسمان بر آنچه از تو دیده شهادت می دهد و زمین بر آنچه روی آن انجام داده ای گواهی می دهد. خورشید و ماه و ستارگان بر آنچه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد. خود نیز بر قلب و اعمال مخفی تو آگاهم پس از خودت غافل مباش! آداب الطلاب

خداوند خطاب به دنیا

-خداوند به دنیا فرموده : در خدمت کسی باش که به من خدمت می کند و برای کسی رنج آور باش که به خودت خدمت می کند.کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی

خداوند خطاب به انسان

-در وحی قدیم آمده : ای بنده ام از دعا خسته مشو همانطوریکه من از اجابت دعا خسته نمی شوم.

کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی

ای فرزند آدم!

 من غنی و بی نیاز هستم، تو هم به دستورات من اطاعت کن تا فقیر نشوی.

ای فرزند آدم!

 من زنده ای هستم که نمیمیرم، تو هم به من اطاعت کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم.

ای فرزند آدم!

من به هرچیزی بگویم باش موجود می شود، تو هم به من اطاعت کن تا اراده ات مثل اراده من باشد.  کلیات حدیث قدسی / شیخ محمد حسین حر عاملی

*********************************************************

 1- قال الله عزّوجلّ:

به‌راستي در‌مي‌گذرم از مردمان مسلماني كه ولايت امام عادلي را كه از جانب خداوند است پذيرفته‌اند.(كافي1/376)

2- قال الله عزّوجلّ:

تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

3- قال الله عزّوجلّ:

در نهان و نيز هنگام شادماني به ياد من باش تا در غفلت‌ها به يادت باشم.(امالي صدوق/254)

4- قال الله عزّوجلّ:

اي آدم! آن‌چه بين من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)

5- قال الله عزّوجلّ:

اي آدم! هركدام از فرزندان تو قصد انجام كار نيكي كند، اگر انجام ندهد يك كار نيك و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(كافي2/440)

 هین مگو ما را بر آن در بار نیست                با کریمان کارها دشوار نیست

[ سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ ] [ 17:59 ] [ یوسف ]

خاطرات دو دوست قدیمی

 دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت: "امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد." آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.

همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد." دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟"

مرد پاسخ داد: "وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی."

نتیجه اخلاقی : یاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.

[ سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ ] [ 17:52 ] [ یوسف ]

فرعون و شیطان

 فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.

روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.

شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!

بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟

پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟

شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.

[ سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ ] [ 17:49 ] [ یوسف ]

[ چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 10:52 ] [ یوسف ]

40 نکته ناب از سیره پیامبر صلی الله علیه وآله

 1- دائماً متفکر بود

2-اکثر اوقات ساکت بود

3-خلقش نرم بود

4-کسی را تحقیر نمیکرد

5-دنیا و ناملایمات هرگز او را به خشم نمیآورد

6-حقی پایمال میشد از شدت خشم کسی او را نمیشناخت تا اینکه حق را یاری کند

7-هنگام اشاره به تمام دست اشاره میفرمود

8-وقتی خوشحال میشد چشمها را به هم مینهاد

9-بیشتر خندههای آن حضرت تبسم بود

10-میفرمود حاجت کسانی که به من دسترسی ندارند را ابلاغ کنید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 10:32 ] [ یوسف ]

نگاهی به شوخ طبعی‏های پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله

 سفیدی در چشم

زنی خدمت پیامبر اسلام (ص) آمد و نام شوهرش را برد. حضرت فرمود: شوهرت همان است که در چشمانش سفیدی است؟ گفت: نه در چشمانش سفیدی نیست.

آن زن به خانه آمد و جریان را برای شوهرش تعریف کرد. مرد گفت: آیا نمی بینی که سفیدی چشم من از سیاهی آن بیشتر است.

سیاهان به بهشت نمی روند

پیامبر به پیرزنی از قبیله اشجع فرمود: پیرزنان وارد بهشت نمی شوند. بلال حبشی که سیاه چهره بود، آن پیرزن را ناراحت دید و جریان را به رسول خدا(ص) گفت. پیامبر(ص) فرمود: سیاه هم به بهشت نمی رود.

بلال و پیرزن هر دو ناراحت بودند که ناگهان عباس، عموی پیامبر که پیرمرد بود، آن دو را دید و حال آن دو را برای پیامبر بازگو کرد. رسول خدا (ص) فرمود: پیرمرد هم به بهشت نمی رود.

همه غمگین شده بودند. پیامبر(ص) که چنین دید، همه آنان را فراخواند، دلشان را نرم کرد و فرمود: خداوند، پیرزنان، پیرمردان و سیاهان را به نیکوترین شکل برمی انگیزاند و آنان جوان و نورانی شده به بهشت می روند.

کاش آن اعرابی می آمد

امام کاظم (ع) می فرماید: عربی بدوی نزد پیامبر (ص) می آمد و هدیه و سوغاتی به پیامبر اهدا می کرد. بعد همان ساعت می گفت پول هدیه و سوغات ما را بدهید و رسول خدا (ص) نیز می خندید.

پس از آن جریان هر وقت پیامبر (ص) غمگین می شد، می فرمود: آن اعرابی کجاست. کاش پیش ما می آمد.

خرما با هسته


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 10:30 ] [ یوسف ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام .بیاییدتمام سعی وتلاش ما این باشد که مصداق این حدیث باشیم(کونوا لنا زینا ولاتکونوا علینا شینا)
امکانات وب